مردان بی مسئولیت نسبت به وظایفی که در قبال خانواده خود دارند، بی تفاوت هستند. آنها فقط به خودشان فکر می کنند و این که رفتار نامناسبشان چه بر سر خانواده شان می آورد، برایشان اصلا اهمیتی ندارد.
معمولا همسران این مردان از این بی مسئولیت شوهرانشان به ستوه آمده اند و نمی دانند چگونه با آنها برخورد کنند؛ چرا که به این مردان نمی توان تکیه کرد!
سوالی که این زنان می پرسند آن است آیا رفتار همسرم قابل اصلاح است؟ آیا روزی می رسد که در قبال خانواده مسئولیت پذیر باشد؟
در ادامه مقاله به این سوالات پاسخ می دهیم و راهکارهایی را به شما نشان می دهیم که با به کار بستن آنها، می توانید تغییراتی را در رفتار او به وجود بیاورید و او را نسبت به بی مسئولیتی هایش آگاه کنید. لذا از شما دعوت می کنیم با هم اندیشان همراه باشید.
مرکز مشاوره خانواده حضوری هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره حضوری، در مسیر حل اختلافات خانوادگی، بهبود روابط زناشویی و ساختن زندگی مشترک آرامتر، همراه شماست. با کمک مشاوران متخصص، برای داشتن رابطهای سالمتر و خانوادهای شادتر قدم بردارید.
مسئولیت پذیری به معنای متعهد شدن برای انجام کاری مشخص است. عواملی مانند مسائل اعتقادی، باورهای فرد و قوانین خانواده باعث مسئولیت پذیری فرد می شود.
انسان در مقابل اجتماع خانواده خود مسئولیت هایی دارد که اگر در مقابل آنها کوتاهی کند، به بی مسئولیتی دچار می شود و باید در قبال آن پاسخگو باشد. بی مسئولیتی برای افراد خانواده غیرقابل تحمل است.

با این که رفتار خانواده نمی تواند از فرد بی مسئولیت یک فرد وظیفه شناس بسازد، اما می تواند در تشدید بی مسئولیتی فرد موثر باشد.
گاهی همسر این فرد با انجام رفتارهایی، این بی مسئولیتی را افزایش می دهد. رفتارهای خانواده با مرد بی مسئولیت باید حساب شده باشد تا فرد را تشویق به مسئولیت پذیری کند.
در ادامه راهکارهایی را به شما پیشنهاد می کنیم که با به کار بستن آنها، می توانید برخورد صحیحی با این فرد داشته باشید، به طوری که رفتار او را تغییر دهد.
نحوه برخورد افراد خانواده در مسئولیت پذیری مرد خانواده موثر است. شما هرگز نباید وظایف او را انجام دهید؛ هرکسی باید وظایف مرتبط با نقش خود را انجام بدهد.
وظایف مالی را از طرف شوهرتان انجام ندهید. معمولا اولین واکنش خانم ها در قبال بی مسئولیتی آقایان این است که آبروداری کرده و وظیفه او را انجام می دهند. این کار او را بد عادت کرده و مرد از قبول وظایف خود سر باز می زند.
اگر او از شما خواست نیازهای مالی خود را با درآمدتان تامین کنید، شما نباید این درخواست را قبول کنید؛ چرا که تامین نیازهای مالی شما نیز به عهده همسرتان و او نباید از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند.
همان طور که شما به عنوان یک زن وظایفی دارید، او نیز در قبال شما و زندگی مشترک وظایفی دارد. بهتر است با او صحبت کنید و او را از نتیجه بی مسئولیتی هایش آگاه کنید.
درست است که همکاری در زندگی مشترک باعث محکم شدن پایه های زندگی می شود، اما اگر مرد زندگی شما بی مسئولیت است، این کار باعث تشدید بی مسئولیتی در او می شود؛ چرا که این از خود گذشتگی را وظیفه شما دانسته و در قبال مسئولیت هایش بی تفاوت خواهد بود.
با این که بی مسئولیتی یک مرد برای همسر او بسیار آزاردهنده است، اما شما نباید نسبت به این موضوع واکنش هایی توام با سرزنش و ایرادگیری از خود نشان دهید. این واکنش ها به بدتر شدن اوضاع می انجامد و رابطه عاطفی شما را دچار آسیب های جدی می کند.
برای این که این مشکل پیش نیاید، شما باید در مورد نیازهای خود بسیار دوستانه با او صحبت کنید؛ انتظارات خود را واضح و شفاف بیان کنید؛ اجازه بدهید وظایفش را بشناسد و در این مورد به او کمک کنید.
اگر نسبت به این امر واکنش های سالمی نشان دهید، رفتار او تغییر خواهد کرد.

بسیاری از مواقع خانم های شاغل تمامی دستمزد خود را در اختیار مرد می گذارند تا در مخارج خانه به او کمک کنند؛ در مورد مرد بی مسئولیت این کار اشتباه است.
مرد باید بداند هزینه شما از هزینه خانه جدا است و شما نباید این هزینه ها را بپردازید. از طرفی شما نیز مخارج خود را دارید و هزینه های خانواده بر عهده شما نیست. در این صورت او به حقوق خود و شما راضی بوده و هرگز به فکر پیشرفت در زندگی نمی افتد.
اگر درآمدتان را برای خود نگه دارید، همسر شما بد عادت نمی شود و استقلال مالی شما نیز حفظ می شود.
اگر همسرتان در مورد انجام وظایفش شکایت کرد، نباید تحت تاثیر قرار بگیرید و وظایف او را انجام دهید.
چون با این کار بی مسئولیتی او تشدید می شود و شاید از این مسئله به عنوان نقطه ضعف شما استفاده کند و به این مورد متوسل شود تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.
خوب است به رفتارهای خود نیز دقت کنید، شاید این همسر شما نیست که بی مسئولیت است؛ احتمالا شما فردی پرتوقع هستید و انتظارات نامعقول و بیش از حد دارید.
در این صورت به فکر متعادل کردن خواسته های خود باشید.

همسرتان را نزد بچه های خود بی اعتبار نکنید.
ممکن است در اثر فشار روانی حاصل از مسئله مسئولیت پذیری، از دست همسر خود به فرزندانتان شکایت کنید؛ اما این کار بسیار نادرست است، چون علاوه بر این که بار روانی منفی برای آنان خواهد داشت، احترام آنها نسبت به پدرشان نیز کمتر خواهد شد.
بهتر است گاهی از نقاط قوت همسرتان تعریف کنید؛ چرا که با سرزنش کردن این حس را به او القا می کنید که بسیار ناتوان و نالایق است و نمی تواند مسئولیت زندگی را بر عهده بگیرد.
در مورد همسرتان به خوبی صحبت کنید و در مقابل اقوام، دوستان و آشنایان او را بی اعتبار نکنید.
از او به خوبی یاد کنید؛ این باعث می شود او به خودش اعتماد کند و بخواهد خود را به عنوان فردی مسئولیت پذیر اثبات کند و رفته رفته مسئولیت پذیری در او تقویت می شود.
هر زمان که متوجه شدید همسرتان دچار بی مسئولیتی شده است، باید با آن مقابله کنید.
در برخی موارد بی مسئولیتی همسرتان آن قدر زیادی می شود که نمی توانید تحمل کنید. در این زمان بهتر است برای دریافت مشاوره خانواده، به یک مشاور مراجعه کنید. مشاور خانواده با شیوه خانواده درمانی به شما و همسرتان کمک خواهد کرد.

مقابله به مثل کردن، به معنای تلافی کاری است که یک نفر بصورت متقابل در حق ما انجام می دهد.
تلافی می تواند برای کارهای مثبتی مانند محبت کردن، هدیه دادن و به کار بردن جملات زیبا صورت بگیرد، یا در مواردی منفی مانند لجبازی، بددهنی یا عصبانیت انجام شود.
ما در این مقاله، به توضیح مقابله به مثل منفی می پردازیم و به این سوالات جواب می دهیم که مقابله به مثل چه اثرات منفی می تواند برای رابطه ایجاد کند و به جای آن چه راهکارهایی می توانیم به کار ببریم. پس لطفا با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید.
مرکز مشاوره خانواده حضوری هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره حضوری، در مسیر حل اختلافات خانوادگی، بهبود روابط زناشویی و ساختن زندگی مشترک آرامتر، همراه شماست. با کمک مشاوران متخصص، برای داشتن رابطهای سالمتر و خانوادهای شادتر قدم بردارید.
بسیاری از ما برای تخلیه احساسات منفی خود، دست به مقابله به مثل می زنیم و رفتار بد طرف مقابل را تلافی می کنیم تا احساسمان بهتر شود.
پژوهشهایی که در این مورد انجام شده، نشان می دهد ممکن است در لحظات ابتدایی به فرد احساس آرامش دست دهد، یا احساس موفقیت کند. اما از حس خصومت و دشمنی او نمی کاهد و فرد همچنان در درون خود دلخوری و نفرت دارد.
از طرفی دیگر، چرخه یا دور باطل انتقام بین طرفین شکل می گیرد.
امام حسن عسگری در رابطه با انتقام و تلافی می فرمایند:
"کم آسایش ترین مردم، افراد کینهای هستند."
طبق فرمایش آن حضرت، کسی که کینه می ورزد، از نعمت آرامش محروم بوده و قربانی تنش و دلخوری است. در واقع فرد با حس بد کینه و خصومت خود را تنبیه و آزرده می کند.

در هر رابطه ای ممکن است زوجین به خاطر اختلاف نظرهایی که بینشان به وجود می آید، از دست هم ناراحت و عصبانی شوند، کنترل خود را از دست داده و رفتارهایی مانند عصبانیت پرخاش یا لجبازی را از خود نشان دهند.
نفر مقابل که در آن لحظه فراموش می کند طرف مقابل را چقدر دوست دارند، و شروع به تلافی می کند که این باعث بروز تشنج در رابطه می شود.
گاهی زوجین به اشتباه سعی می کنند هر طور شده فرد مقابل را شکست دهند و با نشان دادن رفتارهایی همسان، با عمل او مقابله به مثل کنند. این کار باعث می شود آتش اختلافات شعلهور تر شده و رابطه آسیب های جدی ببیند.
مقابله به مثلی که با تحقیر نفر مقابل یا دست گذاشتن بر نقاط ضعف او همراه باشد، اثرات به مراتب بدتری روی رابطه می گذارد.
بسیاری از افراد همسری دارند که بسیار زود عصبانی می شود. این فرد ممکن است تحت تاثیر نوسانات هورمونی، آسیب های کودکی، فشار کاری و عوامل دیگر دچار این عصبانیت شود.
این عصبانیت باعث می شود همسر فرد مقابل حتی اگر مقصر نباشد، دچار ترس و خشم شده و از رفتارهای او غمگین شود.
باید بدانید که اگر در این لحظه شما نیز این رفتار همسرتان را با عصبانیت جواب بدهید، با عصبانیت بیشتری از سوی او مواجه می شود. در این لحظه فرد عصبانی مانند آتش است که مقابله به مثل باعث آسیب دیدن شما می شود.
در این لحظه باید آرامش خود را حفظ کنید، با خونسردی و ملایمت او را آرام کنید. این کار باعث می شود خشم و عصبانیت او فروکش کرده و به خود مسلط شود.
به این فکر کنید که او مورد علاقه شما است؛ سعی کنید دلیل خشم او را بفهمید و اجازه بدهید صحبت کند. او را درک کنید و با حس همدلی او را آرام کنید.
یقین بدانید او در آن لحظه خوبی شما را فراموش نمی کند؛ رفته رفته کمتر عصبانی شده و بیشتر خود را کنترل می کند و در دفعات بعد بهتر می تواند حرف خود را بزند.

مقابله به مثل با همسر لجباز، نه تنها مشکلی را حل نمی کند، بلکه باعث می شود این لجبازی جزئی از عادت او شود و مدام در برخورد با شما از آن به عنوان اسلحه استفاده کند.
این کار احساس خوب طرفین را از بین می برد. از طرفی والدینی که در برخورد با هم لجبازی را در پیش می گیرند، باعث الگوبرداری منفی فرزندان خود می شوند.
راه حل چیست؟ چگونه با لجبازی همسر خود مقابله کنیم؟ جواب لجبازی را با لجبازی نباید داد.
اگر همسرتان در موردی خاص لجبازی می کند، آرامش خود را حفظ کنید؛ سعی کنید به صحبت های مخالف او نیز گوش دهید، آنها را در نظر بگیرید و در نهایت با آرامش او را متقاعد کنید.
برخی افراد با کوچکترین درگیری، شروع به بددهنی می کنند.
اگر نفر مقابل شما بددهن است، مقابله به مثل با او باعث می شود حرمت های بین شما شکسته شود و ناسزا گویی به رفتاری عادی بینتان تبدیل شود. از طرفی زمینه برای درگیری های بزرگتر بیشتر می شود.
در مقابل ناسزاگویی او، هیچ واکنشی نشان ندهید و سکوت کنید تا خشم او فروکش کند و دست از این کار بردارد. حرف های منفی او را بی جواب بگذارید تا این عادت را کنار بگذارد.
در مواقع عادی از کلمات زیبا برای صدا زدن همسر و فرزندانتان استفاده کنید، تا به یک عادت در خانواده شما تبدیل شود.

با راه حل هایی که در ادامه توضیح می دهیم، می توانید در هنگام درگیری به جای مقابله به مثل، رفتار درست تری را انتخاب کنید.
از لحاظ روانشناسی، تلافی و مقابله به مثل به شتاب زدگی و ظرفیت پایین فرد بر می گردد. اگر همسر شما برخورد بدی با شما داشت و حقی از شما ضایع شد، خود را کنترل کنید و به سرعت در مقام تلافی برنیایید؛ سعی کنید به خود مسلط باشید.
اگر آرامش خود را حفظ کنید، همسرتان نیز آرامتر می شود. پس از آن راه های بهتری برای بیرون آمدن از مشکل را پیدا می کنید. ممکن است او پس از آرام شدن، از شما به خاطر اشتباهش عذرخواهی کند.
شما با سکوت کردن به او، فرصت می دهید به خودش مسلط شود. اینگونه رابطه، شما را از گزند آسیب حفظ می شود.
مهارت گوش دادن فعال را در خود تقویت کنید؛ به حرف های او گوش دهید و او را درک کنید و پس از اتمام حرفهایش، نظر خود را بگویید.
ممکن است رفتارهای بد همسرتان بازخوردی به رفتارهای بد شما باشد. بهتر است متوجه رفتارهای خود شوید؛ آنها را تغییر دهید و به جای مقابله به مثل، بابت آن از همسرتان عذرخواهی کنید.

مقابله به مثل، از رفتارهایی است که باعث آسیب در رابطه و ایجاد فاصله بین طرفین می شود. محققان دریافتند افرادی که مقابله به مثل انجام می دهند، شاید در ابتدا احساس پیروزی و آرامش کنند، اما نمی توانند دلخوری و کینه خود را از بین ببرند.
توصیه ما این است که به جای مقابله به مثل، از روش های موثرتری استفاده کنید تا رابطه شما آسیب نبیند.
اگر در رابطه با رفتارهای مقابله به مثل سوالی دارید، می توانید با مرکز مشاوره هم اندیشان در تماس باشید و سوالات خود را مطرح کنید. برای دریافت مشاوره تلفنی، می توانید از سراسر کشور با شماره 9099071985 تماس بگیرید.
چگونه با همسر لجباز برخورد کنیم؟
با حفظ آرامش و خونسردی به نظرات مخالف او گوش کنید؛ آنها را در نظر بگیرید و سعی کنید دلایل خود را مبنی بر انجام دادن یا ندادن کاری مطرح کرده و او را با منطق متقاعد کنید.
چه راهکارهایی برای انجام ندادن مقابله به مثل وجود دارد؟
حفظ آرامش - زمان دادن به فرد - سکوت و گوش دادن به صحبتها - همدلی
احساس مالکیت، یکی از مسائلی است که می تواند روابط عاطفی را دچار تنش کند.
اگر یکی از زوجین نسبت به دیگری حس مالکیت شدیدی داشته باشد، فرد مقابل تحت فشار عاطفی قرار گرفته و احساس خفقان می کند. او باید هر لحظه صداقت و وفاداری خود را به همسرش اثبات کند. باید بدانید که این عدم اعتماد، فرد را فرسوده می کند.
حس مالکیت، رابطه عاطفی را دچار آسیب می کند. این حس مالکیت خود را به صورت کنترل کردن های شدید و سوءظن نشان می دهد.
اگر چه هنگامی که دلیل این کارهای افراطی را آنها را می پرسید، می گویند من عاشق همسرم هستم و این از عشق زیاد است، اما پس از مدتی گفتگو معلوم می شود که آنها ترس از دست دادن فرد مقابل را دارند.
از شما دعوت می کنیم در ادامه مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید تا به بررسی موضوع احساس مالکیت و حسادت در رابطه بپردازیم.
مرکز مشاوره خانواده حضوری هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره حضوری، در مسیر حل اختلافات خانوادگی، بهبود روابط زناشویی و ساختن زندگی مشترک آرامتر، همراه شماست. با کمک مشاوران متخصص، برای داشتن رابطهای سالمتر و خانوادهای شادتر قدم بردارید.
حس مالکیت، همان ترس از دست دادن است که فرد با پیش بینی از دست دادن چیزی باارزش، دچار ناامنی و اضطراب می شود. این حالت، به خصوص در روابط انسانی بیشتر خود را نشان می دهد و فرد دچار حس ناتوانی، خشم و بی پناهی می شود.
همه انسان ها درون خود حس قدرتمند مالکیت دارند، که آن را با عشق اشتباه می گیرند. می توان گفت دلبستگی و وابستگی شدید این افراد را در موضع ضعف قرار داده و آنها می ترسند که محبوبشان را از دست بدهند.
آنها سعی می کنند با احساس مالکیت، عشق خود را بدست آورند؛ در حالی که عشق واقعی به طرف مقابل حس آزادی می دهد، نه خفقان!
حس مالکیت، منجر به تبدیل رابطه عاطفی به یک رابطه ناسالم عاطفی می شود.

حس مالکیت در درون همه ما وجود دارد و چیزی را که دوست داریم، مال خود می دانیم!
در یک رابطه عاطفی، اگر شریک شما رفتاری توام با سوءظن دارد یا در حال کنترل شما است، با احتمال زیاد نسبت به شما حس مالکیت داشته و از طرد شدن توسط شما می ترسد. این حس ممکن است به دلیل اینکه همسر شما عزت نفس و اعتماد به نفس پایینی دارد، رخ بدهد.
همسر شما خود را پایین تر از شما می داند و به نوعی دچار خود کم بینی است. این فرد ترس از دست دادن شدید شما را دارد و می خواهد با سختگیری و محدود کردن شما، متوجه نقص های او نشده و او را ترک نکنید.
این دسته افراد با رفتارهای کنترل گرانه، سعی در پر کردن این خلا ها دارد، یا حتی زمانی که شما تنهایی او را از بین می برید، باز هم ترس از دست دادن او را رها نمی کند. در واقع او احساس ناکافی بودن دارد و نسبت به توانایی ها و لیاقت خود اطمینان کافی ندارد.

احساس مالکیت را می توان با استفاده از راهکارهایی، کنترل کرد. در ادامه مطلب به توضیح این راهکارها پرداخته ایم.
وقتی این حس حسادت و مالکیت بارها در رابطه اتفاق می افتد، لازم است از خود سوالاتی بپرسید:
بهتر است به این سوالات در خلوت خود پاسخ بگویید و از یک روانشناس یا زوج درمانگر، بخواهید دلیل این حسادت را یافته و به شما در رفع آن کمک کند.
یک از بهترین راه های کنترل این حس، آن است که هر دوی شما برای جلب اعتماد طرفین تلاش کنید. شما باید جو توام با اعتماد را در خانه خود ایجاد کنید.
اگر می خواهید اعتماد همسرتان را جلب کنید، باید صادق باشید و در مورد قرارها و برنامه های خود با دیگران، حقیقت را به او بگویید؛ به پیمان زناشویی خود متعهد بمانید و رفتارهای خیانت آمیزی را از خود نشان ندهید.
با این کار حساسیت های بی جای همسر خود را از بین می برید و او به شما اعتماد می کند.
دلبستگی، پیوند عاطفی عمیقی است که بین افراد خاصی در زندگی انسان شکل می گیرد. این دلبستگی می تواند سالم یا تبدیل به وابستگی و چسبندگی در رابطه باشد.
بهتر است ارتباط سالم داشته باشید؛ به این معنا که محبت خود را به هم ابراز کنید و برای هم زمان بگذارید. اما در عین حال به همدیگر فضا بدهید و به حریم خصوصی هم احترام بگذارید؛ در یک کلام به هم نچسبید.
وابستگی باعث ایجاد حس حسادت و مالکیت می شود؛ اجازه ندهید روابط شما با وابستگی خراب شود.
حسادت همیشه آسیب زا نیست؛ حسادت حسی است که از منافع انسان به هنگام خطر محافظت می کند.
به عنوان مثال وقتی فردی از جنس مخالف می خواهد به همسرتان نزدیک شود، حس حسادت اتان شعلهور می شود. این مسئله ای طبیعی است و نباید به خاطر آن خود یا همسرتان را سرزنش کنید.
در چنین شرایطی بهترین کار این است که کمی وقت بگذارید و در مورد نگرانی هایتان صحبت کنید؛ در مورد حد و مرزهایتان به توافق برسید تا نگرانی های هر دوی شما از بین برود.

اگر همسرتان نسبت به شما احساس مالکیت دارید، به موارد زیر توجه نمایید:
اما اگر شما حس مالکیت نسبت به همسرتان دارید، باید به موارد زیر توجه نمایید:
اگر دلیل ترس هایتان را بدانید، بهتر می توانید با آنها مقابله کنید. ممکن است ترس های شما واقعی نباشد و با ریشه یابی آنها، متوجه این قضیه خواهید شد.

آگاهی از شیوه های همسرداری به زوجین کمک می کند زوجین بهتر بتوانند همدیگر را شناخته و از انتظارات همدیگر در زندگی مشترک آگاه شوند؛ این آگاهی می تواند یک زندگی را به موفقیت برساند.
تحقیقات نشان می دهد اختلافات، از عدم شناخت تفاوت های فردی و روحی زوجین از همدیگر ناشی می شود. همچنین نبود مهارت های ارتباطی، از مهمترین مسائلی است که زندگی مشترک را با چالش مواجه می کند و دلیل این است که در هیچ کدام از مراحل زندگی، این ها آموزش داده نشده اند.
در ادامه به کاربردی ترین شیوه های همسرداری می پردازیم که می تواند برای هر زوجی راهگشا باشد. در ادامه مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید.
مرکز مشاوره خانواده حضوری هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره حضوری، در مسیر حل اختلافات خانوادگی، بهبود روابط زناشویی و ساختن زندگی مشترک آرامتر، همراه شماست. با کمک مشاوران متخصص، برای داشتن رابطهای سالمتر و خانوادهای شادتر قدم بردارید.
در ادامه چند تا از مهمترین اصولی که باید در همسرداری به کار ببرید، تا زندگی موفقی داشته باشید را بررسی می کنیم.
پذیرش، مهمترین نکته ای که باید در همسرداری به آن توجه کنید. همسر خود را همان گونه که هست با تمامی خوبی ها و بدی هایش بپذیرید. هدف شما از ازدواج با نامزدتان نباید تغییر او پس از ازدواج باشد.
نباید همسر خود را به خاطر برخی از عقاید تحقیر یا مسخره کنید؛ چرا که هرکس می تواند هر عقیده ای داشته باشد.
ارتباط خوب کلامی می تواند بسیار در محکم کردن روابط نقش مهمی داشته باشد. اگر شما و همسرتان بتوانید ارتباط خوب کلامی برقرار کنید، به راحتی می توانید در تعارض ها را حل کنید به همدیگر با کلام مهرآمیز صحبت کنید.
ارتباطی خوب و مهرآمیز و عاری از قضاوت می تواند سر منشاء موفقیت در زندگی باشد.
ابراز محبت کلامی همیشه جواب می دهد. زوجین باید چنین امری را جدی بگیرند. هر گاه زوجین بتوانند در مورد احساساتشان با هم صحبت کنند، راهی برای تعامل بهتر و حل سریع تعارضات پیدا می شود.
احترام بگذارید تا احترام ببینید! ازدواجی که احترامی در آن نباشد، محکوم به شکست است. زوجینی که به هم دیگر احترام نمی گذارند و در جمع همسر خود را تحقیر می کنند، فاصله زیادی بین خود و همسرشان ایجاد می شود؛ رابطه شان دیر یا زود به سردی می گراید و طلاق عاطفی را تجربه می کنند.
در یک ازدواج خوب زوجین متعهد می شوند زندگی پر از عشق و احترامی را تشکیل دهند؛ این را بدانید پذیرش و احترام همیشه جواب است.
در هر زندگی مشترکی حتی موفق ترین آن ها می تواند بحث یا مخالفت پیش بیاید؛ اما تفاوت زوج های موفق با سایر زوج ها این است که آن ها در هنگام دعوا احترام همدیگر را رعایت می کنند و با طریقی معقول اختلافات را مطرح کنند تا حل شود.
هدف از طرح آن نباید سرزنش باشد؛ شما باید با لحنی معقول و به دور از سرزنش یا تحقیر و عصبانیت مشکل را مطرح کرده و با حفظ آرامش آن را حل کنید.

در یک رابطه عاطفی، زن و مرد باید بتوانند خواسته های خود را بیان کنند. در بسیاری از موارد زن یا مرد فکر می کند نباید در مورد خواسته هایش صحبت کند؛ بلکه نفر مقابل باید آن را حدس بزند؛ در صورتی که این طور نیست! هر کس باید مسئولیت خواسته های خود را به عهده بگیرید. اگر درخواستی دارید، آن را با همسر خود در میان بگذارید.
مهر ورزی و ابراز علاقه از مهمترین ارکان یک زندگی مشترک موفق است. زوجین در مهرورزی باید بتوانند به 5 زبان عشق را در نظر بگیرند!
این 5 زبان عشق، بشرح زیر است:
گری چاپمن در کتاب 5 زبان عشق می گوید:
"هر کسی یک زبان عشق دارد یعنی دوست دارد به یکی از 5 راه که در بالا به آن اشاره کردیم از همسر خود محبت ببیند برخی افراد ابراز محبت کلامی را بسیار مهم می دانند برای برخی نیز محبت کردن در خرید هدیه معنا می شود."
یک فرد باید زبان عشق همسر خود را بیابد و آن گونه که او دوست دارد به او ابراز علاقه کند.
توجه به رابطه زناشویی باعث سلامت جسم و روح زوجین می شود و اختلال در آن زندگی را با خطرهای جدی رو به رو می کند. به رابطه جنسی خود اهمیت دهید و آن را فقط به همسر خود اختصاص بدهید.
بدون تعهد و وفاداری، عشق معنا پیدا نمی کند! عشق و تعهد یک تصمیم است و باعث می شود یک ازدواج سالم بماند. زوجینی که به هم متعهد می مانند و تحت تاثیر هوس های زودگذر قرار نمی گیرند، از سعادت زندگی زناشویی بهره مند می شوند.
تعهد تنها به داشتن تعهد در رابطه زناشویی محدود نمی شود؛ بلکه معنایی فراتر دارد و شامل تعهد در چشم، ذهن، قلب و روح است.

ازدواج های زیادی بر اثر خودخواهی از میان رفته اند. این عامل بیش از هر مشکل دیگری زندگی ها را از هم می پاشد. فرد خودخواه فقط به خود اهمیت می دهد و خواسته های همسرش را درنظر نمی گیرد؛ او یاد نمی گیرد چگونه صبر کند و گذشت داشته باشد؛ چنین فردی نمی تواند همسر موفقی باشد!
به نیازها، امیدها و آرزوهای همسرتان توجه کنید و به او در راه رسیدن به خواسته هایش کمک کنید!
از همسر خود به خاطر کارهایی که برای زندگی مشترکتان انجام می دهد، تشکر و قدردانی کنید. این کار او را برای انجام وظایفش دلگرم خواهد کرد.
همسرتان به تایید و تحسین شدن از سوی شما نیاز دارد؛ شما نفر اول زندگی او هستید پس نظر شما تاثیر زیادی بر او خواهد گذاشت.
در زندگی مشترک مسائل زیادی می تواند پیش بیاید. زوجین باید با هم در مورد مسائل مختلف تصمیم بگیرند و این ممکن است اختلاف سلیقه زیادی بین آنها ایجاد کند.
در این جا مهارت حل مسئله اهمیت خود را نشان می دهد و کمک می کند زوجین بدون آن که از هم دلخوری پیدا کنند، مسائل را به خوبی حل کنند و به توافق برسند.
این را همه می دانیم اشتباه می تواند برای هر کسی پیش بیاید؛ شما و همسرتان نیز از این قاعده مستثنی نیستید!
اگر اشتباهات همسرتان را هر چند وقت یک بار به او یادآوری کنید، باعث ناراحتی و تحقیر او می شوید. این را بدانید که ممکن است در موقعیت هایی شما نیز مرتکب اشتباه شوید و با واکنشی مشابه از سوی او مواجه شود.
مشاوره خانواده، از بهترین راه هایی است که به زوجین کمک می کند تا ارتباط بهتری با هم داشته ویژگی های فردی و روحی همدیگر را شناخته و از وظایف خود در خانواده آگاه شوند. یک مشاور خانواده با تجربه به شما مهارت های ارتباطی و مهارت حل مسئله می آموزد.
شما برای مسائل زیر می توانید به مشاور خانواده مراجعه کنید:
مرکز مشاوره هم اندیشان از مراکزی است که می توانید از مشاوره خانواده به صورت تلفنی بهره ببرید. برای استفاده از خدمات مشاوره با شماره 02191023933 تماس بگیرید.


بسیاری از دختران و پسران جوان دوست دارند ازدواج کنند؛ اما اگر در مورد انگیزه های آنها بپرسیم، گاه با ملاک ها و انگیزه های نادرستی مواجه می شویم که با واقعیت زندگی زناشویی در تضاد است.
ازدواج با انگیزه های اشتباه، نه تنها باعث خوشبختی در آنها نمی شود، بلکه باعث رنج و عذاب می شود.
در این مقاله تصمیم گرفته ایم تا از مهمترین انگیزه های نادرست برای ازدواج حرف بزنیم. پس لطفا با مرکز مشاوره هم اندیشان در ادامه مطلب همراه باشید.
مرکز مشاوره خانواده حضوری هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره حضوری، در مسیر حل اختلافات خانوادگی، بهبود روابط زناشویی و ساختن زندگی مشترک آرامتر، همراه شماست. با کمک مشاوران متخصص، برای داشتن رابطهای سالمتر و خانوادهای شادتر قدم بردارید.
ازدواج از گاه های مهم و مورد توجه در زندگی دختران و پسران است که اگر به شکل صحیح صورت نگیرد، باعث بروز مشکلات بی شماری در زندگی طرفین می شود. با این اوصاف توجه به بسیاری از موارد قبل از ازدواج بسیار حائز اهمیت است.
یکی از این موارد مهم، توجه به انگیزه ازدواج و سنجش درستی و نادرستی آن است.
در ادامه مهمترین انگیزه های نادرستی که می تواند باعث بروز مشکلات و آسیب هایی در زندگی مشترک شود را بررسی می کنیم.
هنگامی که برخی از افراد به سن مشخصی می رسند، به خاطر ترس از تنهایی و این که دیگر فرد مناسبی را برای ازدواج پیدا نکرده و تا آخر عمر تنها بمانند، تن به ازدواج با فردی می دهند که هیچ تناسبی با او نداشته ندارد.
این گونه ازدواج ها یک تصمیم عجولانه است که با ترس، در زمان بروز احساس تنهایی گرفته شده است که نهایتا نمی تواند عاقبت خوبی داشته باشد و فرد را به سعادت برساند.
اگر با ترس تصمیم بگیرید، شانس ملاقات با فرد واقعی زندگی خود را از دست می دهید.

برای بسیاری از افراد، شرایط در خانه پدری به قدری نامناسب است که در جستجوی راهی برای فرار از آنجا و شرایطش هستند. این مورد به ویژه برای دختران جوانی است که والدینشان با آنها مطابق کلیشه های قدیمی جامعه برخورد می کنند و از آزادی و حق انتخاب محرومند.
در برخی موارد، این افراد با اولین خواستگار خود وصلت می کنند؛ حتی اگر شرایط مناسبی برای ازدواج نداشته باشد. این نوع ازدواج ها نیز عاقبت خوبی ندارد؛ چرا که انگیزه اصلی آنها سعادت نیست؛ بلکه فرار از موقعیتی محدود کننده است.
به خاطر داشته باشید برای ازدواج موفق باشد، طرفین باید با هم هماهنگ باشند و گرنه در شرایط بدتری گرفتار می شوند.
ممکن است برخی از افراد تنها به خاطر تامین میل جنسی ازدواج کنند. اگر اصلی ترین انگیزه شما برای ازدواج، تامین نیاز جنسی است، باید احساس خطر کنید! چرا که پس از گذشت زمانی اختلافات فرهنگی و اخلاقی خود را نشان خواهند داد.
پوشیدن لباس عروس رویای بسیاری از دخترها است. اما بسیاری از افراد در رویای پوشیدن لباس عروس و مراسم عروسی برای ازدواج عجله می کنند. آنها بدون آنکه به معیارهای ازدواج خود فکر کنند، بیشتر به فکر مراسم عروسی، عکاسی و ماه عسل هستند.
بسیاری از صنایع وابسته به تجهیزات و برنامه های مراسم عروسی نیز به تبلیغات گسترده ای دست زده اند و این مراسم ها را مجللتر از آن چه که هست نشان می دهند. آنها کلیپ ها و عکس های زیبایی تولید می کند که می تواند اشتیاق برای ازدواج را بیشتر و بیشتر کند.
نباید تحت تاثیر این کلیپ ها اقدام به ازدواج کنید. اگر به تن کردن لباس عروس آرزوی شما است، باید صبر کنید و عجله نکنید. تنها زمانی که آماده ازدواج بودید و همسر دلخواه خود را پیدا کردید، ازدواج کنید.
ازدواج به خاطر پول، یکی از قدیمی ترین دلایل نادرست ازدواج است که بسیار مرسوم بوده است. پول باعث می شود برخی از مشکلات به راحتی حل شوند؛ اما ازدواج به خاطر عشق بسیار ارزشمندتر است.
هنگامی که با عشق ازدواج می کنید و همه چیزهای خوب و بد را با همسرتان شریک می شوید؛ هم خوبی ها، هم امکانات مالی و هم نقص ها را می پذیرید. اما در زمانی که تنها ملاک فرد برای ازدواج پول باشد، نمی توانید نقص های او را بپذیرد.
قبل از ازدواج مطمئن شوید که فرد را به خاطر خودش می خواهید، نه به خاطر پول و امکانات مالی او!

هدف برخی از افراد از ازدواج، تنها پدر یا مادر شدن است؛ در حالیکه معیارهای درستی برای ازدواج ندارند.
این را بدانید، فردی که نمی تواند همسر خوبی برای شما باشد، نمی تواند پدر خوبی برای فرزند شما نیز باشد!
برخی از افراد در زندگی هدفی ندارند و برای این که زندگی شان از بی هدفی خرج شود و از روزهای تکراری خلاص شوند، تصمیمی به ازدواج می گیرند.
آنها به اولین فردی که سر راهشان قرار می گیرد، بله می گویند؛ چون ازدواج را به عنوان تنها راه حل برای اتمام روزهای تکراری می بینند. در حالیکه باید در جستجوی هدفی برای زندگی باشند، تا ازدواج اشتباه نکنند و پشیمان نشوند.
هدف برخی از افراد از ازدواج، مهاجرت و گرفتن تابعیت کشور های خارجی است؛ این افراد به دنبال فردی برای مهاجرت هستند
آنها از ازدواج به عنوان پلی رای رسیدن به اهداف خود استفاده می کنند. ازدواجی که هدف آن غیر از عشق باشد، نمی تواند برای شما سعادت به ارمغان بیاورد.
برخی از افراد نیز به خاطر یافتن شغل ازدواج می کنند، تا از امتیازات افراد متاهل برای پیدا کردن کار برخوردار شوند. در حالیکه با ادامه پیدا کردن بیکاری، نارضایتی و جدایی اتفاق می افتد.

زیبایی برای ازدواج لازم است و فردی که او را برای زندگی انتخاب می کنید، باید به دل شما بنشیند. اما اگر به عنوان تنها ملاک در نظر گرفته شود، باعث شکست می شود؛ چرا که فرد با تمرکز بر روی زیبایی های از سایر خصوصیت های او غافل می ماند و نمی تواند او را به درستی بشناسد.
افرادی که ظاهری جذاب دارند، به نظر می رسد در سایر ویژگی های شخصیتی نیز عالی باشند. در حالیکه ممکن است این فریب ذهن باشد و فردی که ظاهر او را دوست دارید، رفتارهایی داشته باشد که نتوانید تحمل کنید.
قبل از ازدواج با فرد زیبا، باید به خوبی او را بشناسید؛ چرا که زیبایی بدون در نظر گرفتن هماهنگی، فرهنگی، شخصیتی و اخلاقی می تواند خطر ازدواج اشتباه را بالا ببرد.
برخی از افراد خود را دوست داشتنی نمی دانند؛ آنها می خواهند با ازدواج با اولین کسی که بر سر راهشان قرار می گیرد، این خلا را پر کنند. در حالیکه اگر فرد قبل از بالا بردن اعتماد به نفس ازدواج کند، آسیب های زیادی در رابطه می بیند.
هدف برخی از افراد از ازدواج این است که مسئولیت زندگی خود را به دوش دیگری بیندازند. آنها نمی توانند مسئولیت های زندگی خود از قبیل تامین امکانات مالی و... را برعهده بگیرند؛ در نتیجه به دنبال فردی هستند که این بار را به دوش او بیندازند.
قبل از ازدواج مطمئن شوید که برای چه هدفی ازدواج می کنید و از نیت فرد مقابلتان از ازدواج با شما نیز آگاه باشید.

دلیل ازدواج بسیاری از افراد این است که جملاتی نظیر "قبل از مردن می خوام عروسی تو رو ببینم" یا "دوست دارم فرزند تو رو ببینم" را از زبان والدین خود می شنوند.
این جملات می تواند احساس گناه زیادی به فرزندان بدهد و باعث می شوند دست به یک اشتباه بزرگی بزنند که یک عمر در ندامت به سر ببرند. این جملات باعث می شود آنها در ازدواج عجله کنند و بدون توجه به خواسته ها، معیارهایشان و بدون در نظر گرفتن آمادگی ازدواج کنند.
اگر شما نیز چنین جملاتی را از والدین خود می شنوید، این را بدانید که شما باید برای خود زندگی کنید و بهترین ها را انتخاب کنید؛ چرا که همیشه موضوعی برای احساس گناه خواهد بود تا با آن شما را مجبور به انجام کاری کنند.
گاهی دلیل ازدواج یک فرد این است که می خواهد نفر مقابل را تنها نگذارد. این در مواردی دیده می شود که یکی از اطرافیان به دیگری وابسته است و نفر مقابل به خاطر ترحم با او ازدواج می کند.
به خاطر داشته باشید این انگیزه ها پس از مدتی کارایی خود را از دست می دهد و زندگی افراد با بحران روبه رو می شود. شما باید طبق خواسته های خود ازدواج کنید نه به خاطر ترحم بر دیگری

موارد زیر در دسته ازدواج های خطرناک قرار می گیرند:

انگیزه های غلط ازدواج می تواند منجر به شکست در ازدواج شود؛ چرا که با مطابق با واقعیت ها و اصول زندگی مشترک نیست.
اگر تصمیم به ازدواج دارید، اما تردید دارید، بهتر است با یک مشاور یا روانشناس در این زمینه صحبت کنید.
مرکز مشاوره هم اندیشان در کنار شما است تا با ارائه خدمات مشاوره قبل از ازدواج، برای شروع زندگی مشترک موفق، شما را یاری کند. برای دریافت مشاوره تلفنی ازدواج با شماره 09353000102 تماس بگیرید.
از انگیزه های اشتباه برای ازدواج، به چه مواردی می توان اشاره کرد؟
ازدواج به خاطر علاقه والدین به دختر یا پسر، ازدواج اجباری، ازدواج به خاطر لجبازی با نامزد سابق، فشار جامعه و برخی انگیزه های بسیار اشتباه دیگر که در مقاله فوق به توضیح کامل آنها پرداخته ایم.
آیا ازدواج بعلت احساس تنهایی خوب است؟
خیر؛ این گونه ازدواج ها یک تصمیم عجولانه است که با ترس، در زمان بروز احساس تنهایی گرفته شده است که نهایتا نمی تواند عاقبت خوبی داشته باشد و فرد را به سعادت برساند.
همه افراد در آستانه شروع زندگی مشترک، دغدغه این را دارند که آیا می توانند یک زندگی مشترک موفق داشته باشند؟ در واقع همه افراد باید بدانند که دیگر فرد قبلی با مسئولیت های محدود نیستند!
افرادی که وارد زندگی مشترک می شوند، در قبال شریک زندگی خود وظیفه هایی دارند. فرد باید بداند که مسئولیت هایش بیشتر شده و برای تداوم و موفقیت زندگی مشترک خود، باید اقداماتی را انجام دهند.
ما در این مقاله سعی داریم تا اصول و پایه های زندگی مشترک موفق را به شما توضیح دهیم؛ بنابراین توصیه می کنیم که در ادامه این مقاله با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید.
مرکز مشاوره خانواده حضوری هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره حضوری، در مسیر حل اختلافات خانوادگی، بهبود روابط زناشویی و ساختن زندگی مشترک آرامتر، همراه شماست. با کمک مشاوران متخصص، برای داشتن رابطهای سالمتر و خانوادهای شادتر قدم بردارید.
رضایت زناشویی، یکی از عوامل مهم و بسیار موثر در سلامت روان زنان و مردان جامعه است. طبق بررسی های انجام شده، اختلالات روان شناختی مانند افسردگی در کسانی که زندگی مشترک موفق ندارند، بیشتر است.
همچنین کسانی که در زندگی مشترک مشکلات زیادی دارند، در تربیت فرزندان با چالش های زیادی روبرو شده و فرزندان نیز از نظر عاطفی و رفتاری با مشکلات زیادی روبرو خواهند شد. بنابراین زندگی مشترک موفق یکی از نیازهای همه افراد جامعه است.

زوج های جوانی که به تازگی زندگی مشترک خود را آغاز کرده اند، برای موفقیت در زندگی مشترک خود، باید به برخی موارد مهم توجه نمایند. این موارد را در ادامه مطلب مورد بررسی قرار می دهیم.
بعد از ازدواج، مسئولیت های افراد افزایش یافته و تعهدات هر فرد تغییر می کند. بنابراین افراد باید زندگی مشترک خود را در اولویت قرار دهند. هر فرد باید بداند که مسئولیت زندگی مشترک بیشتر از دوران مجردی و خانه پدر و مادر است.
هر کدام از زوجین در قبال همسر خود تعهداتی دارد که باید به بهترین شکل آنها را انجام دهد. بنابراین در تصمیمات باید با یکدیگر مشورت کرده و در همه اتفاقات و رویدادهای زندگی در کنار هم باشند.
زوجین باید یاد بگیرند که در زندگی مشترک به یکدیگر احترام بگذارند. این احترام به همسر، شامل احترام کلامی و شخصیتی است.
همچنین باید به نظرات همسر، خانواده او و... نیز احترام گذاشته شود. حتی اگر در زندگی مشترک مخالف نظر همسرتان باشید، باید با احترام نظر او را بررسی کرده و دلایل مخالفت خود را بازگو کنید.
افرادی که در زندگی مشترک به همسر خود احترام نمی گذارند، زندگی خوبی با همسر خود نخواهند داشت.

مرد و زن فرقی ندارد، هر گاه یکی از زوجین مرتکب اشتباهی شد، باید شهامت این را داشته باشد که از همسر خود عذرخواهی کند. در واقع کتمان کردن اشتباه یا دفاع بیهوده از خود، مشکل ساز خواهد شد.
در زمان عذرخواهی و ابراز پشیمانی، به همسر خود ثابت می کنید که برای او ارزش قائل هستید و او برای شما مهم و عزیز است.
همچنین این مسئله در خانواده جا می افتد که اشتباه غیر عمد، یک امر طبیعی است و هر شخصی می تواند مرتکب این اشتباه شود. بنابراین هر کسی که ناخواسته اشتباهی مرا مرتکب شد، راه جبران و عذرخواهی برای او باز است و بخشیده خواهد شد.
در زندگیهای مشترک بسیار موفق نیز بحث یا اختلاف نظرهای زیادی اتفاق می افتد. بنابراین اصلا فکر نکنید که با کوچک ترین اختلاف نظر، یک شکست خورده هستید.
در همه زندگی ها، اختلاف نظر وجود دارد؛ اما افرادی که اقدام به کنترل خشم و عصبانیت خود می کنند، زندگی موفقی دارند.
در صورتی که زوجین با خشونت، پرخاش و توهین با یکدیگر برخورد کنند، این خشم و عصبانیت تاثیرات بسیار بدی در زندگی مشترک آنها خواهد گذاشت. بنابراین زوجین باید سعی کنند که در کمال آرامش و خونسردی اختلاف نظرها و بحث ها را تمام کنند.

زوجین باید با اخلاق و روحیات همسر خود آشنا باشند، تا بتوانند در شرایط و موقعیت های مختلف، بهترین رفتار را از خود نشان دهند. بدین ترتیب از اختلافات و جر و بحث ها که در دیگر خانواده ها وجود دارد، در این خانواده وجود نخواهد داشت و یا اینکه میزان آن بسیار کمتر خواهد بود.
در زندگی مشترک، باید طرفین به حرفهایی که می زنند، بسیار فکر کنند؛ زیرا این حرف ها و رفتارها در ذهن خانواده باقی خواهند ماند. بنابراین در هر قضاوت و تصمیمی باید همه جوانب بررسی شوند.
گاهی قضاوت اشتباه و یا یک تصمیم عجولانه باعث دل شکستگی طرف مقابل می شود و ممکن است آن فرد هیچ گاه همسر خود را نبخشد. بنابراین برای داشتن یک زندگی مشترک موفق، باید از هر قضاوت و تصمیم عجولانه ای پرهیز کرد.
زوجین باید به یکدیگر این اطمینان را بدهند که همدیگر را همان طور که هستند، می پذیرند. در واقع پذیرش همسر با تمام نقاط ضعف و قوت، یکی از پایه های اصلی در زندگی مشترک موفق است.
بنابراین همسران نباید یکدیگر را مورد انتقاد و سرزنش قرار دهند. با ایراد گرفتن های پی در پی، اعتماد به نفس و احساسات همسر جریحه دار خواهد شد. بنابراین همسر خود را همان طور که هست، بپذیرید و سعی نکنید که او را تغییر دهید.
او فردی است که شما خودتان انتخاب کرده اید. اگر کسی بخواهد همسر خود را تغییر دهد، به مرور این تغییرات زندگی را تحت تاثیر قرار داده و مشکلات زیادی را به وجود خواهد آورد.

زندگی مشترک موفق، یکی از نیازهای بسیار مهم هر فردی است.
همه افرادی که به ازدواج فکر می کنند، دوست دارند که یک زندگی موفق و سالم داشته باشند؛ اما در این میان برخی از عوامل دست به دست هم می دهند تا برخی از افراد زندگی مشترک موفقی نداشته باشند.
ما در این مقاله سعی کردیم تا پایه و اصول زندگی مشترک موفق را به شما توضیح دهیم. در صورتی که در این زمینه به مشاوره و راهنمایی بیشتری نیاز داشته باشید، توصیه می کنیم که حتما با کارشناسان ما در هم اندیشان در ارتباط باشید.
برای مشاوره تلفنی با هم اندیشان از سراسر کشور با شماره 09353000102 تماس بگیرید.
آیا بحث نکردن زوجین باعث ایجاد زندگی مشترک موفق می شود؟
خیر؛ زوجین باید با یکدیگر وارد بحث شده و در کمال آرامش به حرف ها و دغدغه های همدیگر گوش دهند. اگر زن و مردی هیچ گاه مشکلاتشان را بازگو نکنند، این مشکلات روی هم تلنبار شده و عواقب جبران ناپذیری به بار خواهد آورد. بنابراین حتی در خانواده های موفق نیز، بحث و گفتگو پیرامون مشکلات وجود دارد.
چرا باید زوجین به پای هم پیر شدن را بیاموزند؟
یکی از مواردی که در زندگی مشترک بسیار اهمیت دارد، آموزش به پای هم پیر شدن است. زمانی که افراد سال های طولانی با هم زندگی می کنند، شاهد تغییرات زیادی در همسر خود می شوند. برخی از این تغییرات طبیعی هستند و برخی غیر طبیعی. همسران باید این تغییرات غیرطبیعی را شناسایی کرده و با آرامش با همسر خود در این مورد صحبت کنند.
در گذشته ازدواج حالت سنتی داشت و اکثرا نزدیکان اقدام به معرفی جوانان برای ازدواج با همدیگر مینمودند. اما مبحث ازدواج در جامعه امروزی که تا حدودی از حالت سنتی گذر کرده و به حالت مدرن تبدیل شده است، حالت نا به سامانی دارد.
امروزه بیشتر جوانان دوست دارند درس بخوانند و استقلال مالی پیدا کنند؛ از مجردی لذت کافی را ببرند و سپس به فکر ازدواج بیافتند. علاوه بر آن بسیاری دنبال کردن اهداف شخصی و کاری را مقدم بر ازدواج می دانند.
این موارد باعث افزایش چشمگیر سن ازدواج شده است و سن ازدواج را به نزدیکی 30 سال در شهرهای بزرگ رسانده است. آنچه خطرناک است، این است که در جامعه کنونی مجردی به یک ارزش تبدیل شده است و تاهل ارزش خود را از دست داده است.
در این مقاله به بررسی دلایل بالا رفتن سن ازدواج و عواقب ناشی از آن می پردازیم. پس از شما دعوت میکنیم در ادامه مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید.
مرکز مشاوره خانواده حضوری هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره حضوری، در مسیر حل اختلافات خانوادگی، بهبود روابط زناشویی و ساختن زندگی مشترک آرامتر، همراه شماست. با کمک مشاوران متخصص، برای داشتن رابطهای سالمتر و خانوادهای شادتر قدم بردارید.
دلایلی وجود دارد که باعث افزایش سن ازدواج در افراد میگردد. برخی از افراد از این افزایش سن خود رضایت دارند و برخی ناراضی هستند اما بهترین کار، ازدواج در زمان مناسب است که توصیه ما استفاده از مشاوره ازدواج برای یافتن زمان مناسب آن است.
دلایل زیر، از اصلیترین عواملی است که باعث بالا رفتن سن ازدواج شده است.
با بالارفتن مقطع تحصیلات در پسران، آنها دیرتر وارد بازار کار کرده و در نتیجه دیرتر به درآمد و استقلال مالی دست پیدا می کنند. بنابراین شرایط ازدواج را در سنین بالا بدست می آورند.
برای دختران شرایط به گونه ای دیگری است؛ آنها از ترس این که نتوانند بعد از ازدواج به تحصیل بپردازند و به اهداف تحصیلی و شغلی خود دست یابند، در سنین پایین به ازدواج فکر نمی کنند و ترجیح می دهند پس از اتمام تحصیلات و استقلال مالی ازدواج کنند.
در تحقیقاتی که در سال 1392 انجام گرفته است، نشان داده شد که ادامه تحصیل در دختران، باعث بالا رفتن دو تا سه ساله سن ازدواج شده است.
در برخی موارد سهل الوصول بودن روابط پیش از ازدواج دلیلی است بر این که جوانان به جای پذیرفتن تعهد و ورود به یک زندگی، با این گونه روابط نیازهای عاطفی خود را برآورده کنند. این روابط جذابیت ازدواج را برای جوانان از بین می برند.
در برخی موارد دوستی های پیش از ازدواج بسیار طول می کشد. در این زمان سن هر دو بالا می رود و در طی دوستی شرایط ازدواج فراهم نمی شود یا با مخالفت والدین مواجه می شوند و نمی توانند ازدواج کنند.
در برخی موارد دوستی های متعدد باعث می شود افراد تنوع طلب شوند و نتوانند فردی را برای ازدواج انتخاب کنند، یا میلی به داشتن تعهد طولانی مدت در خود نیابند.
برخی افراد که مبتلا به کمالگرایی هستند، به دنبال یک فرد کامل و همه چیز تمام می گردند؛ تمرکز بر روی نواقص افراد دارند و در جستجوی آن سن ازدواج را بالا برند.
در حالی که چنین فردی وجود ندارد و افراد باید به دنبال فردی هماهنگ با معیارهای خود باشند نه یک فرد کامل!

بسیاری از دختر و پسرها، نسبت به ازدواج ترس و مقاومت دارند. آنها با دیدن آمار بالای خیانت و طلاق یا خشونت های خانگی که در بسیاری از زوج های جوان است، از ازدواج می ترسند و نمیخواهند آرامش خود را به خطر بیندازند.
ممکن است فردی در خانوادهای بزرگ شده باشد که پدر و مادرش دائم در حال جر و بحث هستند؛ یا افرادی که دوران کودکی خود را در ترس از دعواهای والدینش گذراندهاند و این دعواها منجر به طلاق والدین شده است، در این صورت می ترسند با ازدواجشان، این تجربهها برایشان تکرار شود.
در بسیاری از موارد جوانان از ازدواج می هراسند؛ چرا که درک درستی از ازدواج و مسئولیت های پس از آن ندارند.
برخی دیگر نیز دچار ازدواج هراسی یا گاموفوبیا هستند، که یک اختلال است و درمان های روانشناختی را می طلبد.
بسیاری از افرادی که در سنین ازدواج هستند، نبود فرد مناسب را مهمترین عامل در ازدواج نکردن خود می دانند.
بالا رفتن سن ازدواج به خصوص در پسران، به خاطر شرایط مالی اتفاق می افتد. در برخی از موارد پسران شغل یا پشتوانه مالی ندارند؛ آنها نمی دانند آیا از پس اداره زندگی برمی آیند یا نه؟!
از طرفی دیگر، هزینههایی مانند اجاره خانه، خوراک و پوشاک که روز به روز گران می شود نیز عاملی بر نگرانی و بالا رفتن سن ازدواج است.
برای تشکیل یک زندگی، تنها بلوغ جسمانی یا اقتصادی کافی نیست؛ بلکه باید پختگی لازم را پیدا کنند. این پختگی به شناخت روحیات و دنیای جنس مخالف توانایی ایجاد یک ارتباط صمیمانه مربوط می شود.
مسلما فردی که انگیزهای برای ازدواج ندارد و نمی داند دنبال چیست، آمادگی ازدواج را نیز ندارد و مرتبا از آن فرار می کند. عامل دیگر این است که افراد معیارهای خاصی برای انتخاب همسر نیز ندارند.
در خصوص موضوع انگیزههای ازدواج و اشتباهات رایج در آن، پیشنهاد میکنیم مقاله "انگیزه های ازدواج – کدام انگیزه ها برای ازدواج غلط است؟" را مطالعه بفرمایید.


قبل از هر چیزی نیاز است جوانان به خودشناسی برسند؛ هدف های خود را از ازدواج مشخص کرده و معیارهای فرد دلخواهشان بنویسند. سپس فردی را بیابند که در مورد اهداف و رویاها با او هماهنگ باشند.
ادامه مطلب شامل برخی راهکارها برای جلوگیری از افزایش سن ازدواج میباشد. مطالعه آنها را به شما پیشنهاد میکنیم.
جوانان باید حس استقلال و دوری از وابستگی از والدین را تمرین کنند. آنها باید بتوانند مسئولیت زندگی را خود به عهده بگیرند و رفته رفته در امور مربوط به زندگی و وظایف آن را به تنهایی انجام دهند تا برای زندگی آماده شوند.
جوانان باید مسئولیت زندگی خود را به عهده بگیرند و دلایل ترس و اضطراب خود را بیابند. همچنین این ترس و اضطراب را باید با یک فرد باتجربه یا روانشناس مطرح کنند و آنها را حل کنند.
در این صورت می توانند به خوبی با شرایط پس از ازدواج سازگاری پیدا کنند.
برای این که این حس را در خود تقویت کنید، به استقبال مسائل بروید و خود را به چالش بکشید.
در مورد تعهد باید بدانید که وجود حس تعهد باعث می شود از زندگی بیشتر لذت ببرید. اما اگر این حس تعهد در رابطه نباشد، افراد درگیر روابط سطحی می شوند و نمی توانند لذت یک رابطه عمیق عاطفی و زندگی مشترک موفق را درک کنند.

اگر بتوانید دلایل بالا رفتن سن ازدواج را در آمار و ارقام نشان دهیم، بهتر می توانیم مشکل را بررسی کرده و راه حل های درست تری را نشان دهیم.
در سال 1392، تحقیقاتی بر روی 800 جوان که در رده سنی 18 تا 40 سال قرار داشتند انجام شد. آماری که از تحقیق بر روی این 800 نفر بدست آمده است، در جدول زیر به صورت خلاصه دیده می شود.
| علل عدم ازدواج | دختران | پسران |
| نبود فرد مورد علاقه | %37.1 | %10 |
| ادامه تحصیل | %25.8 | %20 |
| مسائل اقتصادی | - | %30 |
| بیکاری | - | %23 |
| موارد دیگر | %11.3 | %5 |

همان طور که آمارها بیان می کند، در دختران بیشترین عاملی که باعث بالا رفتن سن ازدواج شده است، نبود فرد مورد علاقه و پس از آن ادامه تحصیل است. در پسرها نیز مسائل اقتصادی و نبود شغل نیز در افزایش این ازدواج موثر است.
اگر در مورد ازدواج و سن مناسب برای اقدام آن سوالی دارید، می توانید با مرکز مشاوره هم اندیشان تماس گرفته و از مشاوران باتجربه این موسسه کمک بخواهید.
برای دریافت مشاوره تلفنی، میتوانید از سراسر کشور بدون پیش شماره با 09353000102 تماس بگیرید.
عواملی که بیشترین تاثیر را در بالا رفتن سن ازدواج دارند، کدامند؟
در دختران نبود فرد مورد علاقه و در پسران مسائل اقتصادی عاملی بر بالا رفتن سن ازدواج است.
در تحقیقات سال 1392 در خصوص علل افزایش سن ازدواج، نتایج به چه شکلی بود؟
بنابر نتایج این تحقیقات، در دختران بیشترین عاملی که باعث بالا رفتن سن ازدواج شده است، نبود فرد مورد علاقه و پس از آن ادامه تحصیل است. در پسرها نیز مسائل اقتصادی و نبود شغل نیز در افزایش این ازدواج موثر است.
افراد، حساسیت زیادی برای تشکیل زندگی خود می دهند و این بسیار خوب است. یک انتخاب خوب می تواند شما را به خوشبختی ببرد و یک انتخاب نامناسب می تواند زمینه سقوط شما را فراهم کند؛ از این رو باید بدانید چه صفاتی برای ازدواج نامناسب هستند.
اگر تصمیم به ازدواج گرفته اید، باید آگاهانه قدم بردارید و از مشاوره ازدواج نیز بهره ببرید.
در ادامه مطلب به بیان خصوصیاتی می پردازیم که موارد خطرناک برای ازدواج به حساب می آیند. لذا از شما دعوت می کنیم در ادامه مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید.
برای بهبود روابط زوجین، حل اختلافات خانوادگی و مدیریت چالشهای زندگی مشترک، مرکز مشاوره هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره خانواده حضوری میتواند به زوجها کمک کند تا با شناخت بهتر مشکلات و یادگیری مهارتهای ارتباطی، برای ساختن رابطهای سالمتر و پایدارتر قدم بردارند.
ازدواج با مواردی که در ادامه بیان خواهیم کرد، برای زندگی شما خطرناک محسوب می شود. آنها را به دقت مطالعه فرمایید.
ازدواج با زن پریشان، یک خطر برای شما محسوب می شود؛ چرا که او مهارتی ندارد تا زندگی خود را رشد دهد.
زن پریشان قادر به کمک و حمایت از خود نیست. شما با ازدواج با یک زن پریشان احوال نمی توانید روی او حساب کنید؛ چرا که همیشه شما این کار را برای او باید انجام دهید.
زن اغواگر، هر کاری می کند تا شما را مجذوب خود می کنند؛ طوری که دوست دارید حتی یک بار بتوانید با او قرار ملاقات بگذارید.
این زن پس از ازدواج رفتارهای متفاوتی از خود نشان می دهد؛ یک روز شما را در آغوش می گیرد، روز بعد شما را تحقیر می کند یا پس می زند و این عدم تعادل در رفتار می تواند شما را ناراحت کند.
این افراد ممکن است خودشیفته یا دچار اختلال شخصیت مرزی باشد.
زنانی که مانند رئیس بوده و برای تمامی موارد زندگی شما تصمیم می گیرند، هرگز مورد مناسبی برای ازدواج با شما نیستند.
آنها تصمیم می گیرند با چه کسی معاشرت کنید؛ کجا بروید؛ چه بکنید و... پس از مدتی با خود فکر می کنید که آیا در رابطه جایگاهی دارید یا نه؟!
زمانی عشق پول می تواند در رابطه مشکل ساز باشد، که یک زن همه چیز را در مادیات، هزینه های زیاد و زندگی لاکچری ببیند.
یک زن پول پرست، قادر به ایجاد رابطه عاطفی خوبی با شما نیست. شما نمی توانید توقعات بالای این زن را برآورده سازید؛ حتی اگر فرد متمولی باشید، از پول پرستی او خسته خواهید شد؛ چرا که الویت اول برای او پول شما است نه خودتان!

زن دروغگو از موارد خطرناک برای ازدواج است؛ چرا که در مورد پیش پا افتاده ترین مسائل دروغ می گوید. یک فرد دروغگو هرگز مورد اعتماد نیست!
این زنان دارای اختلال شخصیت بوده و این اختلال را به صورت رفتارهای ناجوانمردانه و حقه بازی در پوشش رفتارهای خیرخواهانه از خود بروز می دهند. برای مثال فردی که می خواهد با رفتارهای خیرخواهانه، مانع دیده شدن ذات پلید خود شوند.
او یک دقیقه مهربان و و دقیقهای دیگر خشمگین هستند؛ این باعث می شود شما متوجه سایکوپات بودن او شوید.
تفریح و وقت گذرانی با دوستان و اقوام اگر به اندازه باشد، بسیار خوب است؛ اما افرادی که در این زمینه افراط می کنند، نمی توانند به زندگی و خانواده خود رسیدگی کنند.
زنان خوشگذران برای ازدواج مناسب نیستند؛ چرا که با مهمانی ها و خوش گذرانی های افراطی نسبت به خانواده و زندگی مشترک خود بی مسئولیت و بی توجه هستند، که این در نهایت باعث از هم پاشیدن زندگی می شود.
زنی که روحیه امر و نهی دارد، دوست دارد تمامی تصمیم ها را خودش بگیرد. این موضوع علاوه بر خسته کننده بودن باعث می شود شما نتوانید هیچ تصمیمی برای خود بگیرید و تسلطی بر زندگیتان نداشته باشید.
این زنان پرخاشگر هستند و شما را خسته و دلزده خواهند کرد.
فردی که درگیر یک شکست عشقی شده و روح و روان او هنوز التیام پیدا نکرده، گزینه مناسبی برای ازدواج نیست. این فرد نیاز دارد زمانی را تنها باشد و به التیام زخم هایش بپردازد.
ازدواج زودهنگام او باعث می شود، در رابطه با شما به فکر رابطه قبلی خود باشد و درگیر دردهای آن رابطه باشد. ازدواج با چنین فردی شما را ناامید می کند؛ چرا که نمی توانید عشقی که می خواهید را از این فرد بگیرید.
گذشته از آن در صورت مساعد بودن شرایط، احتمال بازگشت او به رابطه قبلی نیز وجود دارد.

زنی که همیشه به دنبال جلب محبت و توجه شما است نیز نمی تواند گزینه خوبی برای ازدواج باشد؛ چرا که او به دنبال توجه 24 ساعته شما است و اگر به او توجه نکنید درگیر قهر و ناراحتی او خواهید بود.
در حالی که زندگی شما ابعاد دیگری نیز دارد که نیازمند توجه است و تعادل در زندگی به هم می خورد.
زنی که همیشه همه چیز برای او مهیا بوده و برای بدست آوردن چیزی تلاش نکرده نیز نمی تواند گزینه خوبی برای ازدواج باشد، چرا که در زندگی مشترک زن و مرد هر دو برای ساختن زندگی خود تلاش کنند و این گذشت زیادی را می طلبد که ممکن است چنین فردی آن را نداشته باشد.
یکی از مواردی که برای ازدواج خطرناک است، زنانی هستند که به هیچ کس احترام نمی گذارند. این زنان لزومی به رعایت احترام نمی بینند.
ازدواج با این افراد خطرناک است؛ چرا که آنها نسبت به شما و خانواده اتان به صورت آشکارا بی احترامی خواهند کرد.
یک زن شکاک همیشه به شما شک دارد و دائم شما را کنترل می کند. این فرد بدون هیچ دلیلی همیشه روابط شما را زیر نظر دارد و همیشه فکر می کند شما قصد خیانت دارید.
اگر یک لحظه دیر به تلفن جواب دهید، او نسبت به شما بدگمان خواهد بود و شما را در حال خیانت می پندارد. اگر شما همکار خانم داشته باشید، این حساسیت ها و متهم کردن ها چندین برابر می شود. این زن، زندگی شما را به جهنم تبدیل می کند.
در دوران نامزدی می توانید این مورد را با چک کردن های زیادی که نشان می دهد، می توانید تشخیص دهید.

زنی که بداخلاق و تندخو است، مورد مناسبی برای ازدواج نیست؛ چرا که پس از ازدواج به بدخلقی او اضافه می شود. فردی که در دوران آشنایی نتواند عصبانیتش را کنترل کند، پس از ازدواج نیز نمی تواند خود را کنترل کند و مرتب به شما پرخاش خواهد کرد.
حتی اگر شما فرد آرام و صبوری باشید نیز پس از مدتی نمی توانید رفتار آزارگرانه او را تحمل کنید. بهتر است در مدت نامزدی او را به خوبی بشناسید و قبل از این که رابطه جدی شود، به آن پایان دهید.
همان طور که ازدواج با مرد معتاد خطرناک است، زن معتاد نیز مورد مناسبی برای ازدواج نیست.
یک زن معتاد شایستگی اداره زندگی را ندارد؛ او باید بتواند فرزندان را به خوبی تربیت کند؛ زنی که خود عادات مخربی مانند اعتیاد دارد، نمی تواند مادر خوبی برای فرزندانش باشد.
اعتیاد به مشروبات الکلی و مواد مخدر، چیزی نیست که افراد بتوانند آن را به راحتی ترک کنند.
زنان بی هدف که نمی دانند با زندگی خود چه کنند، مورد خوبی برای ازدواج نیستند. در ازدواج سالم، طرفین به رشد همدیگر کمک می کنند.
فردی که بی هدف و بی انگیزه است، نمی تواند همسر و مادر خوبی باشد. او با تنبلی و بی انگیزگی هایش شما را خسته خواهد کرد و فرزندان بی انگیزه و بی علاقه به پیشرفت را پرورش خواهد داد.
دختری که نسبت به خانواده اش بیش از حد وابسته است، مورد مناسبی برای ازدواج نیست؛ چرا که او در کوچکترین تصمیماتش به خانواده وابسته بوده استقلال فکری و رفتاری ندارد.
این وابستگی زمینه دخالت خانواده را خواهد داشت و پس از مدتی شما را خسته خواهد کرد.

زنانی که در این مقاله به آن اشاره کردیم، جزو مواردی است که ازدواج با آن ها توصیه نمی شود. در دوران نامزدی، بهترین زمان برای شناخت خصوصیات افراد است.
بهتر است در این دوران سعی کنید طرف مقابل را به خوبی بشناسید و وجود این موارد را با توجه به نشانه ها در او چک کنید.
اگر خود نمی توانید به تنهایی این شناخت را کامل کنید، مشاوره ازدواج می تواند به شما در این راه کمک کند. مرکز مشاوره هم اندیشان با روانشناسان با تجربه خود می تواند به شما در تشکیل یک ازدواج موفق کمک کند.
برای مشاوره تلفنی با شماره 9099071985 تماس بگیرید.
چه زنانی مورد مناسبی برای ازدواج نیستند؟
زنانی که ویژگی های گفته شده در این مقاله را داشته باشند، برای مناسب ازدواج نیستند. مسائلی مانند بی بند و باری و اعتیاد حتی اگر جزئی نیز باشد، قابل چشم پوشی نیست!
چرا زن بداخلاق گزینه مناسبی برای ازدواج نیست؟
این زنان نمی توانند آرامش را در خانواده برقرار کنند و به فرزندان خود مهر بدهند.
برای داشتن یک ازدواج موفقیت آمیز، چه مهارت هایی لازم است؟ چه کار کنیم که در ازدواج عملکرد خوبی داشته باشیم و یک ازدواج را به موفقیت برسانیم؟ این ها سوالاتی است که افرادی که می خواهند ازدواج کنند، از خود می پرسند.
از شما دعوت می کنیم تا انتهای این مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید تا به این سوالات پاسخ داده و تمامی مهارت های لازم برای ازدواج را به شما آموزش دهیم.
برای بهبود روابط زوجین، حل اختلافات خانوادگی و مدیریت چالشهای زندگی مشترک، مرکز مشاوره هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره خانواده حضوری میتواند به زوجها کمک کند تا با شناخت بهتر مشکلات و یادگیری مهارتهای ارتباطی، برای ساختن رابطهای سالمتر و پایدارتر قدم بردارند.
ازدواج نیز مانند بسیاری از کارها، به یکسری مهارت های نیاز دارد؛ مهارت هایی که اگر به آنها توجهی نشود و زوجین از آنها بی اطلاع باشند، می تواند ضربات زیادی به زندگی آنها وارد کند!
در ادامه، این مهارت ها به همراه توضیحی از آنها، بیان شده اند.
خودشناسی، مهارتی است که در تمامی مراحل زندگی به درد افراد می خورد.
فردی که روحیات، نیازها و انگیزه های خود را می شناسد، می تواند در مورد آنها با همسر خود صحبت کند، که در اثر این انتقال اطلاعات، همسر او تصویر دقیقی از خواسته های او خواهد داشت؛ در نتیجه در برآورده کردن خواسته های او بهتر عمل می کند و فرد رضایت زیادی از زندگی خود خواهد داشت.
علاوه بر آن فرد با خودشناسی و تعیین نقاط ضعفش، در تقویت این نقاط بهتر عمل کرده و با شناسایی نقاط قوت خود، به موفقیت های زیادی می رسد.
همان طور که در مقاله اعتماد به نفس گفتیم، شما باید به توانایی خود در اداره کردن زندگی ایمان داشته باشید و این را بدانید که برای همسر خود خواستنی هستید.
وجود اعتماد به نفس، نقش زیادی در موفقیت شما در ازدواج دارد. اگر باور به خوشبختی در ازدواج داشته باشید و توانمندی های خود را به چشم ببینید، این باور در زندگی شما جریان پیدا کرده و شما را به خوشبختی واقعی خواهد رساند.

عزت نفس، تصویری است که فرد از خودش دارد. یکی از مهمترین عواملی است که موفقیت و رضایت در زندگی را به ارمغان دارد، این است که بدانید ارزشمند و لایق برخورد خوب هستید.
داشتن عزت نفس بالا، باعث می شود از سوی طرف مقابل نیز این عشق و احترام را دریافت کنید که این باعث افزایش رضایت زناشویی می شود.
این مهارت حل تعارض، از مهارت های ضروری هر زندگی زناشویی است.
به دلیل ماهیت زندگی مشترک، پس از ازدواج اختلاف هایی در زندگی پدید می آید. در این میان زوجینی که می توانند این تعارض ها را به درستی مدیریت کنند و به جای دعوا و پرخاش، با صحبت کردن مشکل خود را حل کنند، زندگی بهتری خواهند داشت.
همدلی، به این معنا است که خود را به جای همسرتان بگذارید و از دید او به قضیه نگاه کنید؛ در این صورت بهتر می توانید او را درک کنید.
برای داشتن همدلی، باید گوشی شنوا داشته باشید تا بتوانید از مشکلات همدیگر اطلاع داشته باشید.
بخشش و مهارت گذشت، از مواردی است که برای یک ازدواج ضروری است. زوجین ممکن است با اختلافات زیادی مواجه شوند، در نتیجه باید بتوانید به موقع عذرخواهی کنید و هم از خطاهای طرف مقابل گذشته و عذرخواهی او را بپذیرید.
در هنگام بروز اختلافات زناشویی، بهتر است به جای قهر و دعوا، صحبت کردن، حل مسئله، عذرخواهی و بخشش را به کار ببرید؛ چرا که باعث از بین رفتن اختلافات شده و باعث صمیمیت میان شما می شود.

زندگی مشترک، نیازمند این است که طرفین، رابطه را با کارهای خلاقانه ای گرم نگه دارند. پس از مدتی که از شروع زندگی مشترک می گذرد، زوجین برای این که در روزمرگی ها غرق نشوند و زندگی مشترک آسیب نبیند، باید کارهای خلاقانه ای انجام دهند.
برای مثال گردش دو نفره، دوچرخه سواری یا سایر فعالیت های مشترک می تواند نمونه خوبی باشد. علاوه بر آن زوجین می توانند در رابطه جنسی خود، تنوعی ایجاد کنند و راه های دیگری را امتحان کنید.
این موضوعات صمیمیت بین زوجین را افزایش داده و تنش های زندگی را کم می کند.
برای این که ازدواج شما موفقیت آمیز باشد، باید همسرتان در درجه اول الویت برای شما باشد.
بسیاری از والدین فرزندان خود را مقدم بر همسر خود قرار می دهند، در حالی که با کمی دقت می توانند دریابند که تنها همدم و همراه شان در زندگی، همسر بوده نه فرزندان!
در برخی موارد افراد وظایف به نظرات همسر خود بی توجه هستند و برای تصمیم گیری از دوستان فامیل و افراد دیگری کمک می گیرند، بدون آنکه به نظرات و شرایط همسر خود توجهی کنند؛ این می تواند بسیار به زندگی آسیب بزند.
در اوایل ازدواج، فقط خوبی های فرد مقابل را می بینید با گذر زمان و پیش رفتن در زندگی، هنگامی که چالش ها زیاد می شود، تصور شما از فرد مقابل تغییر می کند و روی عیب های او متمرکز می شود. در این مرحله باید آگاه بوده و متوجه فریب ذهن شوید.
همسر شما خوبی های زیادی دارد که ممکن است در آن لحظه به کل آن را فراموش کرده باشید. این را به یاد داشته باشید که شما دو انسان از دو خانواده مختلف هستید، که هر کدام معیارهای خود را دارید؛ انتظار نادرستی است که بخواهید او کاملا مطابق با نظرات شما عمل کند.
این بار که افکار منفی به سراغ ذهن شما آمد، نقاط مثبت همسرتان را به یاد آورید و به همراهی ها، حمایت های و کمک های او در موقعیت های مختلف فکر کنید.

زن و مرد تفاوت های زیادی به لحاظ روانی دارند که با شناختن آنها، می توانید زندگی موفق تری را تشکیل دهید.
از عمده ترین تفاوت ها، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
زنان ابتدا باید نیازهای عاطفی شان تامین شود؛ سپس تمایل به برقراری رابطه جنسی پیدا می کنند؛ اما در مردان به گونه ای دیگر است. مردان از رابطه جنسی برای رسیدن به بعد عاطفی استفاده می کنند.
مردان معمولا نیاز بیشتری به استقلال دارند. آنها می خواهند از وابستگی ها دوری کنند؛ روی پای خود بایستند و مسائل را مدیریت کنند.
برای زنان حمایت شدن در الویت است. آنها عاطفی تر از مردان بوده و به توجه بیشتری نیاز دارند. بی توجهی، بیشتر آنها را ناراحت می کند.
این مهارت نه تنها در ازدواج، که در بسیاری از موقعیت های زندگی نیز مفید است. هر فرد باید بداند در لحظه چه احساسی دارد و چگونه آن را به درستی بیان کند تا بهترین نتیجه را بگیرد.
توانایی ابراز احساسات برای یک زندگی مشترک، بسیار ضروری است.
زوجین باید بتوانند از طریق کلامی، فیزیکی، با خریدن هدایا، رفتارهای عاشقانه و... بتوانند احساسات خود را نشان دهند. این مهارت آن قدر مهم است که نبود آن باعث طلاق عاطفی زوجین می شود.
بسیاری از مردان با خود می گویند همین که برای زندگی تلاش می کنم، او باید بفهمد که دوستش دارم و نیازی به گفتن این کلمات نیست؛ در حالی که این گونه نیست!
ابراز محبت کلامی، کامل کننده رفتارهای عاشقانه ای است که مرد انجام می دهد.
مهارت های ارتباطی، در تمامی مراحل زندگی بسیار کاربردی است.
مهارت ارتباطی به این معنا است که بتوانید به خوبی صحبت کنید و منظور خود را به درستی به مخاطب انتقال دهید. همچنین بتوانید احساسات فرد را به خوبی بفهمید و در عین همدلی بتوانید با احترام با او برخورد کنید.

ازدواج برای دوام، نیازمند مهارت هایی است که زوجین باید آن را بلد باشند تا در مسیر زندگی بتوانند به خوبی اختلافات را حل کرده و زندگی شاد و رضایت بخشی داشته باشند. مهارت هایی مانند همدلی، شناخت تفاوت ها، مهارت های ارتباطی، اعتماد به نفس، همه و همه می تواند یک زندگی را به رضایت برساند.
اما اگر این مهارت ها در شما ضعیف هستند، جای نگرانی نیست! چرا که این مهارت ها یاد گرفتنی هستند. شما می توانید با یک مشاور صحبت کرده و از او بخواهید این مهارت ها را به شما آموزش دهد.
اگر در مورد مهارت های لازم برای ازدواج سوالی دارید، می توانید این موارد را با مشاورین و متخصصین مرکز مشاوره هم اندیشان مطرح کرده و به جواب سوالات خود برسید.
برای استفاده از سرویس مشاوره تلفنی، می توانید از سراسر کشور با شماره 9099071985 تماس بگیرید.
سواد عاطفی چگونه به دوام یک زندگی کمک می کند؟
زوجینی که سواد عاطفی بالایی دارند، بهتر می توانند نسبت به هم ابراز احساسات کنند.
تمرکز بر نقاط مثبت همسر، چه تاثیری بر زندگی مشترک دارد؟
با تمرکز بر خوبی های همسر، به صورت مستقیم و غیرمستقیم رضایت زناشویی شما را افزایش دهد.
ازدواج وصلت میان دو نفر نیست؛ بلکه هر کدام از زوجین با خانواده طرف مقابل وصلت می کنند!
شما با ازدواج کردن، جزئی از خانواده همسرتان می شوید و این ارتباط با اعضای خانواده همسرتان، می تواند در عین لذت بخش بودن چالش برانگیز نیز باشد.
ممکن است خانواده همسرتان پرجمعیت باشد و خانواده شما کم جمعیت و شما در مورد با مشکلاتی که می تواند ایجاد شود، اطلاعی نداشته باشید. خوب است در مورد مزایا و معایب ازدواج با خانواده پرجمعیت اطلاعاتی کسب کنید تا دچار مشکل نشوید.
از شما دعوت می کنیم در ادامه مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید تا به بررسی مزایا و معایب ازدواج با خانواده پرجمعیت بپردازیم.
برای بهبود روابط زوجین، حل اختلافات خانوادگی و مدیریت چالشهای زندگی مشترک، مرکز مشاوره هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره خانواده حضوری میتواند به زوجها کمک کند تا با شناخت بهتر مشکلات و یادگیری مهارتهای ارتباطی، برای ساختن رابطهای سالمتر و پایدارتر قدم بردارند.
خانواده پرجمعیت، در کنار مشکلات اقتصادی و برخی تعصباتی که می تواند داشته باشد، مزایایی هم دارد. به عنوان مثال در خانواده ای که تعداد فرزندان زیاد است، فرزندان یاد می گیرند هر چیزی را از خود بخواهند و از پدرو مادرشان کمتر توقع داشته باشند.
این فرزندان برای بدست آوردن خواسته هایشان، از سوی پدر و مادر به داشتن استقلال تشویق می شوند. اما تشویق از سوی والدین دارای شرایطی است که آنها باید از آن مطلع باشند توصیه متخصصان ما مطالعه مقاله مشاوره خانواده برای آشنایی شما با این شرایط است.
در ادامه برخی از مزایای خانواده های پرجمعیت را بررسی می کنیم.
در خانواده های پرجمعیت، بچه ها روابط خوبی با خواهر و برادرهایشان دارند. آنها با هم بازی کنند و گاهی کارشان به دعوا می کشد، اما در نهایت یاد می گیرند چگونه با هم توافق کنند و ارتباط خوبی برقرار کنند.
فرزندان با تعامل با خواهر و برادر خود، مهارت های زندگی را یاد می گیرند؛ این که نسبت به همدیگر احساس مسئولیت کنند و سعه صدر داشته باشند.
برخورد با شخصیت های مختلف خواهر و برادر، به کودک یاد می دهد چگونه درآینده در تعاملات خود با افراد متفاوت موفق باشد.
فرزندان خانواده پرجمعیت یاد می گیرند با هم کار گروهی انجام دهند؛ آنها در کنار هم، مسئولیت های خانواده را بر عهده می گیرند. در این خانواده ها والدین نمی توانند تمامی کارها را خود به تنهایی انجام دهند، در نتیجه مسئولیت ها را بین بچه ها تقسیم می کنند.
هر بچه ای ملزم است وظایفی که مربوط به اوست را انجام دهد و این گونه مستقل بار می آیند. در واقع شما با ازدواج با یک فرد از خانواده پرجمعیت، یک همسر خودساخته و مستقل خواهید داشت.
این چیزی است که در خانواده های کم جمعیت کمتر دیده می شود. در این خانواده ها والدین تمامی مسئولیت ها را بر عهده می گیرند و فرزندان فرصت کمی برای قبول مسئولیت و یادگیری دارند.

در خانواده های پرجمعیت، تنوع شخصیتی زیاد است؛ یکی هنرمند است دیگری به ورزش علاقه دارد.
همچنین هر کدام از اعضای این خانواده ها، مهارتی دارند که وقتی در کنار هم قرار می گیرند، می توانند همدیگر را کامل کنند و مشکلی از خانواده را رفع کنند. وجود این تفاوت ها زندگی را لذت بخش تر می کند.
در خانواده های پرجمعیت، حمایت کردن بسیار پررنگ است. خواهر و برادرها به همدیگر کمک می کنند و والدین نقش راهنما را دارند؛ آنها بچه ها را هدایت می کنند و به آنها یاد می دهند چگونه با هم رفتار کنند و اشتباهاتشان را تصحیح می کنند.
با ازدواج با این نوع خانواده ها، شما یک حامی بزرگ به نام خانواده دارید که همیشه آماده حمایت از شما هستند.
از خوبی های دیگر روابط با خانواده های پرجمعیت، این است که روزهای تعطیل در خانواده های پرجمعیت لذت بخش تر است و به علت اتحاد بین اعضا، کارها سریعتر انجام می شود.
ازدواج با خانواده پرجمعیت، در کنار خوبی هایی که دارد، می تواند معایبی نیز داشته باشد؛ با دانستن آنها بهتر می توانید قضیه را سبک سنگین کنید.
در این خانواده ها به دلیل اختلاف سنی بالای میان والدین و فرزندان، همچنین فرزندان با هم، درک متقابل کمتر است و فرزندان این خلا را با دوست یا افراد غریبه پر می کنند.
از مواردی که باید در ازدواج با خانواده های پرجمعیت در نظر داشت، این است که در این خانواده ها مهمانی های خانوادگی و دورهمی زیاد برگزار می شود و شما در طول ماه، ممکن است رفت و آمد های زیادی داشته باشید.
این برای افرادی که درونگرا (Introversion) هستند، بسیار مشکل است و به لحاظ روانی آنها را به هم می ریزد. اما افرادی که از جمع های شلوغ لذت می برند، ازدواج با خانواده پرجمعیت برای آنها مزیت محسوب می شود.
هر خبری را که به یکی از اعضای خانواده می دهید، امکان این که سایر اعضای خانواده از آن باخبر شوند، زیاد است!
در این مورد جانب احتیاط را رعایت کنید و از بازگو کردن برخی از اسرار مربوط به زندگی، باید خودداری کنید.

شما در هر مراسمی مانند تولد فرزندتان، عروسی، دورهمی و... باید یک لیست بلند بالا از افراد را برای دعوت به مراسمتان تهیه کنید و در نتیجه تدارکات مراسم برای افراد زیاد، سخت و خسته کننده خواهد بود.
خانواده همسرتان نسبت به خواسته های شما، توجه زیادی از خود نشان نمی دهند.
شاید شما این را به حساب بی تفاوتی بگذارید؛ اما آنها سعی می کنند شما را راهنمایی کنند تا خود مشکلاتتان را حل کنید؛ به خصوص اگر پدر و مادر همسرتان تفاوت سنی زیادی با او داشته باشند. در برخی موارد برادرها و خواهرهای بزرگتر سعی می کنند با راهنمایی شما کمی از بار مشکلاتتان را کم کنند.
در ازدواج با خانواده پرجمعیت، ممکن است با چالش های زیادی رو به رو شوید؛ از جمله مسائل فرهنگی و اعتقادی و... . در این شرایط در صورتی که همسرتان فرد خودساخته، مستقل و حمایتگری باشد و خود نیز توانایی مدیریت داشته باشید، به راحتی می توانید زندگی را مدیریت کنید.

اگر دختری را که برای ازدواج در نظر گرفته اید، از یک خانواده پرجمعیت است، او چنین ویژگی هایی خواهد داشت:
از ویژگی های ازدواج با پسران خانواده های پرجمعیت، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

اگر با یک خانواده پرجمعیت ازدواج کردید، این را به خاطر بسپارید که می توانید فرهنگ خانوادگی خود را ایجاد کنید.
با همسر خود صحبت کنید، فارغ از این که از فرهنگ خانواده همسرتان خوشتان می آید یا نه؛ می توانید سنت هایی که دوست دارید را انتخاب کنید و رعایت کنید و بقیه را کنار بگذارید.
اگر قصد ازدواج دارید و می خواهید در ازدواجتان موفق شوید، بهتر است از یک مشاور ازدواج کمک بگیرید و نظر تخصصی او را در مورد خودتان بشنوید.
زیبایی قانون خاصی ندارد و بیشتر سلیقه ای است. ممکن است فردی در نظر کسی بسیار زیبا باشد، ولی در نگاه فرد دیگری چندان زیبا به نظر نیاید! پس زیبایی نسبی است و نظرات افراد در این مورد با هم فرق دارد.
زیبایی به اندازه ای مهم است که طرفین همدیگر را بپسندند - به اصطلاح به دل هم بنشینند - و برای هم جذابیت داشته باشند. همچنین طرفین در جذابیت و ظاهر زیبا باید متناسب و هم سطح باشند
اگر فردی ظاهر همسر خود را نپسندد، ممکن است حسرت افراد زیبا را بخورد و همسر خود را با افراد دیگر مقایسه کند؛ ممکن است آن قدر از او ایراد بگیرد که زندگی را بر او تلخ کند و اعتماد به نفس او را از بین ببرد.
اگر فردی از ظاهر و زیبایی همسرش رضایت داشته باشد، چشم و فکرش درگیر دیگران نشده و ایمان عفتش حفظ خواهد شد.
اگر زیبایی با معیارها و صفاتی چون اخلاق زیبا، خانواده خوب، و عقل همراه باشد، باارزش خواهد بود؛ ولی به عنوان تنها ملاک انتخاب همسر درست نیست و زنگ خطری برای ازدواج محسوب می شود؛ چرا که چشم فرد از دیدن دیگر مسائل عاجز می ماند.
در انتخاب همسر باید نگاه سیستمی داشته باشیم و مجموعهای از ویژگی ها را بخواهیم، نه فقط یک ویژگی را! اگر فرد مورد نظر حدود 70 درصد ملاک های شما را داشت، او برای ازدواج انتخاب کنید؛ چرا که فردی با صد درصد ایده آل های ما وجود ندارد.
از شما دعوت می کنیم در ادامه این مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید تا به بررسی میزان اهمیت زیبایی در انتخاب برای ازدواج بپردازیم.
برای بهبود روابط زوجین، حل اختلافات خانوادگی و مدیریت چالشهای زندگی مشترک، مرکز مشاوره هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره خانواده حضوری میتواند به زوجها کمک کند تا با شناخت بهتر مشکلات و یادگیری مهارتهای ارتباطی، برای ساختن رابطهای سالمتر و پایدارتر قدم بردارند.
در جامعه ما، گاه مسائل عامیانه ای مطرح می شود که جلوی انتخاب درست را می گیرد؛ با آگاهی از این مسائل می توانید انتخاب درستی داشته باشید.
در ادامه به بررسی برخی از مهمترین سوالاتی که دغدغه دختران و پسران جوان برای ازدواج است، می پردازیم.

این را از بسیاری از والدین می شنویم که در نصیحت به دختران جوان خود می گویند، ظاهر مرد نباید برای تو مهم باشد؛ در صورتی که این حرف بسیار غلط است!
جملاتی مانند "مردان زیبایی خاصی ندارند" یا "برای یک زندگی مشترک موفق، شوهر باید زشت باشد!" عامیانه بوده و اساس علمی و روانشناختی ندارد.
باید اشاره کرد که زنان نیز به ظاهر مردان توجه می کنند و نظرات خود را در مورد زشتی یا زیبایی یک مرد دارند.
زیبایی استاندارد مشخصی ندارد و برای هر کسی زیبای به گونه ای تعریف می شود!
ممکن است برخی صورت گرد را زیبا بدانند، برخی صورت کشیده و استخوانی را؛ از آن گذشته استاندارد زیبایی از زمانی به زمان دیگر متفاوت است و در بین اقوام مختلف و ملت ها ملاک های زیبایی متفاوت است.
اما در حالت کلی ملاک زیبایی در زنان ظرافت چهره و تناسب اجزای صورت و مردان چهره ای با ابهت و متقارن است.
بسیاری از والدین به دختران خود می گویند که زیبایی پس از مدتی عادی می شود و انتظار دارند دخترشان به خواستگار خوب ولی بدقیافه بله بگوید؛ این اشتباه است!
ما به چهره زیبا عادت می کنیم، ولی به چهره نازیبا نه! چهره زیبا عادی می شود، اما چهره بد همیشه در نظر ما زشت باقی می ماند.
اما این را بدانید که صورت زیبا جای اخلاق خوب و سایر ویژگی های مطلوب را نمی گیرد.
استقلال فکری در ازدواج بسیار مهم است؛ اگر شما شخصیت قوی یا مستقلی نداشته باشید، ممکن است پس از ازدواج تحت تاثیر نظر اطرافیان قرار بگیرید. حتی خانم های مستقل هم ترجیح می دهند همسرشان تاحدی مورد تایید دوستان یا بستگان باشد!
ممکن است پس از ازدواج، از دوستان و آشنایان نظرات منفی در مورد همسرتان بشنوید و این باعث دلسردی شما بشود. می توانید رابطه اتان را با این افراد قطع کنید؛ یا به حرف آنان توجهی نکنید!
البته این موضوع به قدرت تحمل شما نیز بستگی دارد؛ اما در مجموع باید فردی را انتخاب کنید که بتوانید از او دفاع کنید و نظرات دیگران باعث تردید شما نشود.

علاوه بر زیبایی چهره، شما باید موارد زیر را هم بررسی کنید؛ چرا که در جذابیت فرد موثر است:
اینها موارد مهمی در ازدواج هستند؛ اما هیچ یک از این ملاک ها را فدای قیافه خوب نکنید و یا اگر جذب او نشدید، به امید موارد خوب دیگرش با او ازدواج نکنید!
وقتی برای مشاوره قبل از ازدواج مراجعه می کنید، روانشناس ابتدا مواردی مانند جذابیت ظاهری و تناسبات اولیه را بررسی می کنند. این موارد برای موفقیت ازدواج بسیار مهم هستند و نباید نادیده گرفته شوند.
اما این را بدانید که اخلاق خوب جایگزین جذابیت در ازدواج نیست؛ چه کسی حاضر است با فردی که خوش اخلاق است، اما جذابیت ندارد وارد رابطه جنسی شود؟
رابطه جنسی از غرایز مهم انسان است که اساس فیزیولوژیک دارد؛ یعنی شما برای برقراری رابطه صمیمانه با جنس مخالف، نیازمند ترکیبی از زیبایی، جذابیت و علاقه قلبی هستید.
اگر جذابیت را فدای اخلاق کنید، زندگی بدون شور جنسی خواهید داشت که ممکن است به یکنواختی یا جدایی تبدیل شود.

برخی تحقیقات بیانگر این است که در ازدواج هایی که زن کمی زیباتر از مرد است، رضایت زناشویی زوجین بیشتر است؛ چرا که مرد از انتخاب خود راضی است و زن توجه و عشق بیشتری دریافت می کند و رضایتش جلب می شود. در نتیجه هر دو خوشحال و راضی هستند.
این به معنای این نیست که مردان خوش قیافه بی کفایت هستند یا جذابیت بی اهمیت است؛ بلکه هدف از این تحقیق، کاهش حساسیت دختران در انتخاب مرد ایده آل برای زندگی است.
برای این سنجش سوالات زیر را از خود بپرسید:
برای سنجش میزان جذابیت او به حداقل 5 الی 6 جلسه زمان نیاز دارید. در این مورد به خودتان و او فرصت بدهید.
ممکن است بار اولی که او را می بینید، نتوانید نمره خوبی به او بدهید؛ پیشنهاد ما این است که به خود فرصت دهید و پس از چند بار رفت و آمد این نمرات را بسنجید. اگر تا 60 الی 70 از 100 رسیده بود، این رابطه ارزش ارزیابی بیشتر را دارد؛ اما اگر با گذر زمان این نمرات کمتر و کمتر شود، او دیگر برای شما جذابیت لازم را نخواهد داشت.
آیا وقتی از پیش شما می رود دلتان تنگ می شود؟ توقع ایجاد عشق آتشین در این زمان محدود را نداریم، اما باید برای دیدن دوباره او اشتیاق داشته باشید. آیا او را در جایگاه همسر خود تصور می کنید؟ می توانید او را در آغوش بگیرید یا ببوسید؟ آیا جذابیت جنسی برای شما را دارد؟

هدف ما از نگاشتن این مقاله، بررسی تاثیر زیبایی و جذابیت در ازدواج بود! ظاهر و جذابیت همسر مقوله مهمی است که نباید به آن بی توجهی شود.
جایگزینی جذابیت با اخلاق یا دیگر ملاک ها باعث می شود فرد از همسر خود رضایت نداشته باشد و از رابطه جنسی لذت نبرد؛ چرا که مبنای این رابطه فیزیولوژیک بوده علاوه بر عشق و صمیمت نیاز به جذابیت دارد.
تمایل به ازدواج و بودن در کنار یک شریک عاطفی، یک نیاز روحی و جسمی است که در تمامی انسان ها به صورت ذاتی وجود دارد. ازدواج پیوند قانونی میان دو نفر است که از لحاظ اخلاقی به هم متعهد شده و در کنار هم زندگی می کنند. آنها با هم عهد می کنند تا شریک همدیگر در زندگی باشند.
اکثر افراد از انواع ازدواج فقط ازدواج دائم و موقت را می شناسند؛ درحالی که ازدواج به این دو محدود نیست و چندین نوع دارد که در ادامه به توضیح آنها می پردازیم. لذا از شما دعوت می کنیم در ادامه مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید.
برای بهبود روابط زوجین، حل اختلافات خانوادگی و مدیریت چالشهای زندگی مشترک، مرکز مشاوره هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره خانواده حضوری میتواند به زوجها کمک کند تا با شناخت بهتر مشکلات و یادگیری مهارتهای ارتباطی، برای ساختن رابطهای سالمتر و پایدارتر قدم بردارند.
ازدواج، انواع مختلفی دارد که به خاطر تفاوت در دیدگاه ها و فرهنگ های افراد، این تنوع شکل می گیرد.
آشنایی جوانان با انواع ازدواج، باعث می شود با چشمی باز قدم در راه ازدواج گذاشته و دچار مشکلات قانونی و روانی نشوند.
در ازدواج موقت یا صیغه، زن و مرد با در نظر گرفتن مهریه برای مدتی معین به هم محرم می شوند. این نوع ازدواج با پایان یافتن مدت آن خود به خود باطل می شود.
در ازدواج دائم، زوجین بدون مدت به هم محرم بوده و در یک رابطه به هم متعهد می مانند. آنها فرزندانی نیز به دنیا می آورند و در کنار هم آنها را بزرگ می کنند. ازدواج دائم تا زمانی که از هم طلاق نگرفته باشند، پایدار است.
ازدواج مجدد نیز نوعی ازدواج دائم است و افرادی که همسر خود را از دست داده یا طلاق گرفته اند، این نوع زندگی را تشکیل می دهند. افرادی که طلاق گرفته اند، بیشتر به سمت ازدواج مجدد گرایش دارند تا افرادی که همسر خود را از دست داده اند.
در جامعه ما این نوع ازدواج حساسیت های زیادی دارد و افرادی که می خواهند مجدد تشکیل زندگی دهند، از طرفی باید با ازدواج قبلی خود کنار آمده باشند و از طرفی به گونه ای همسر خود را انتخاب کنند که تجربه تلخ قبلی تکرار نشود.
مطابق تحقیقات انجام شده، ازدواج مجدد برای افرادی که بیوه شده یا طلق گرفته اند، سلامت روانی به ارمغان می آورد؛ این در صورتی است که فرد شریک زندگی خود را به خوبی انتخاب کرده باشد.

ازدواج فامیلی، رایج ترین نوع ازدواج در خاورمیانه است. ازدواجی است که زن و شوهر، جد پدری یا مادری مشترک داشته باشند؛ برای مثال ازدواج دخترخاله با پسرخاله یا دختردایی و پسرعمه با یکدیگر، ازدواج فامیلی محسوب می شوند.
در این نوع ازدواج امکان تولد فرزندان معلول وجود دارد؛ بنابراین متخصصین پیشنهاد می کنند قبل از این که دختر و پسر تصمیم به ازدواج بگیرند، مشاوره ژنتیک انجام دهند.
در ازدواج اجباری، یکی از طرفین مجبور به ازدواج با طرف مقابل می شود. این فرد یا با فشار روانی و یا با سوءاستفاده جسمی مجبور به ازدواج می شود.
پس از این نوع ازدواج، فرد دچار آسیب های جسمی و روحی می شود و به احتمال زیاد درگیر اختلالات روانی خواهد شد.
ازدواج سفید، نوعی ازدواج است که زوجین بدون آن که ازدواج خود را به صورت قانونی به ثبت برسانند، وارد زندگی مشترک با یکدیگر می شوند.
در ایران این نوع ازدواج پذیرفته نیست و حالت رسمی ندارد؛ اما در برخی کشورها مرسوم است و آن را مقدمه ای برای ازدواج رسمی می دانند.
در این نوع ازدواج، مبنای اصلی عشق نیست؛ بلکه به دلایل سیاسی، حفظ ثروت یک یا اصالت یک خاندان و دلایل مشابه انجام می شود. این ازدواج ها پایدار نبوده و پس از مدتی زوجین از هم جدا می شوند.
در ازدواج صوری، هدف تشکیل خانواده نیست؛ بلکه فرار از قانون است.
افرادی این ازدواج را انجام می دهند که قصد مهاجرت داشته یا می خواهند اقامت یک کشور را بگیرند و با فردی از آن کشور یا فردی که اقامت آن جا را گرفته، ازدواج می کنند.
ازدواج میان گرایشی، نوعی ازدواج مصلحتی است که یکی از طرفین با هدف مخفی کردن گرایش خود، تن به آن می دهند. برای مثال یک زن دگرجنس گرا با مرد همجنس گرا ازدواج می کند.

در این نوع ازدواج، دو فرد هم جنس که نسبت به هم گرایش دارند، با هم ازدواج می کنند. در این نوع ازدواج که در برخی از کشورها قانونی است، زوجین می توانند کودکی را به فرزندی پذیرفته یا از راه های مصنوعی صاحب فرزند شوند.
در کشور ایران، این نوع از ازدواج ممنوع است.
ازدواج کودکان بین دو فرد با رده سنی زیر 18 سال اتفاق می افتد. این درحالی است که حداقل سن ازدواج در بسیاری از کشورها، 18 سال است و ازدواج در سنین کمتر غیرقانونی محسوب می شود.
اگر یکی از طرفین سن کمتر از 18 سال داشته باشد، کودک همسری اتفاق می افتد. قربانیان این نوع ازدواج بیشتر دختران کم سن و سالی هستند که به خاطر مشکلات مالی یا سنت های دست و پاگیر مجبور به ازدواج با فردی بسیار بزرگتر از خود هستند، که علاقه ای به او ندارند.
در عرصه بین المللی و اتحادیه اروپا، این نوع ازدواج در دسته ازدواج های اجباری قرار می گیرد.
بیشترین میزان کودک همسری در جهان، مربوط به کشورهای آسیای جنوبی است که هند در مقام اول است و بعد از آن بنگلادش و نپال بیشترین تعداد کودک همسری را دارد.
در این نوع ازدواج، یکی از طرفین بنا به دلایلی مانند بودن در خارج از کشور در مراسم عقد حضور ندارد. صیغه عقد با نماینده قانونی او و با در دست داشتن وکالت نامه رسمی از طرف زوج غایب انجام می شود.
ازدواج با خود در ابتدا می تواند شبیه بیماری به نظر برسد؛ اما در سولوگامی، فرد با خودش ازدواج می کند.
این جریان در سال 1993 توسط «لیندا بیکر» شروع شد. او طی مراسمی با حضور دوستان و آشنایان در مقابل آینه ایستاد و پس از خواندن خطبه عقد، به خودش بله گفت. او پس از ازدواج به تنهایی خود ادامه داد.
سولوگامی در آمریکا، ژاپن، تایوان و انگلستان رواج دارد.

تحقیقات نشان می دهد تمامی این ازدواج ها کم و بیش در ایران وجود دارد؛ اما فقط ازدواج دائم، وجهه قانونی داشته و از سوی قانون اساسی پذیرفته شده است. ازدواج موقت نیز برای افرادی که شرایط فقهی لازم را دارند انجام می شوند.
در کشور ما ازدواج به دو صورت سنتی و مدرن انجام می شود. در ازدواج سنتی زوجین از طریق خانواده ها با هم آشنا شده و ازدواج می کنند؛ در حالی که در حالت مدرن، دختر و پسر ابتدا با هم آشنا می شوند، سپس موضوع را با خانواده های خود مطرح می کنند.
در کشورهای غربی ازدواج اشکال گوناگونی دارد. کاتولیک ها معتقد به ازدواج دائم بوده و رابطه پیش از ازدواج را ممنوع می دانند. ازدواج سفید و ازدواج بنفش و انواع دیگر ازدواج در غرب رایج است؛ اما در بیشتر کشورهای اروپایی ازدواج دائم با ارائه مدارک لازم قانونی می شود.
برخی از کشورهای اروپایی بعضی دیگر از انواع ازدواج از قبیل همجنس گرایان را قانونی می دانند.
در کشورهای اروپایی در صورتی که زوجین تصمیم به طلاق بگیرند، تمامی اموالی که در مدت زمان زندگی مشترک بدست آورده اند، نصف می شود.

آموزش های بعد از ازدواج ضروری و حیاتی است. زمانی که زوجین وارد زندگی مشترک می شوند، می فهمند که ازدواج تنها شروع یک راه بزرگ است.
زوجین پس از ازدواج، با مسائل مختلفی روبه رو می شوند. مسائلی مانند نحوه رابطه با خانواده همسر، مشکلات جنسی و نحوه تعامل و... که با داشتن آگاهی و دیدن آموزش می توانند به خوبی آنها را حل کنند.
اگر توانایی حل مسئله در زوجین نباشد و ندانند چگونه باید این مسائل را حل کنند، این مسئله به اختلاف تبدیل می شوند و با انباشته شدن این مسائل به تدریج زندگی آنها به بن بست می رسد.
از شما دعوت می کنیم در ادامه این مقاله با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید تا به بررسی موضوع آموزش های بعد از ازدواج و اهمیت آن بپردازیم.
برای بهبود روابط زوجین، حل اختلافات خانوادگی و مدیریت چالشهای زندگی مشترک، مرکز مشاوره هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره خانواده حضوری میتواند به زوجها کمک کند تا با شناخت بهتر مشکلات و یادگیری مهارتهای ارتباطی، برای ساختن رابطهای سالمتر و پایدارتر قدم بردارند.
آمارها نشان می دهد بیش از 50 درصد طلاق ها در 5 سال اول زندگی رخ می دهد. سال های اول اوج اختلاف بین زوجین است؛ زمانی که هنوز مرد و زن نمی دانند از رابطه چه می خواهند و چگونه باید با هم رفتار کنند.
از طرفی خانواده ها ناخواسته به این اختلافات دامن می زنند و با ارائه برخی راهکارهایی نامناسب این اختلافات را زیاد می کنند؛ برخی دیگر گزینه طلاق را به فرزند خود پیشنهاد می دهند. این در حالی است که چنین مشکلاتی قابل حل بوده و نیازی به طلاق نیست.
باید اشاره کنیم که تنها با آموزش و مهارت می توان این مشکلات را از پیش پای زوجین جوان برداشت. آموزش های پس از ازدواج می تواند زوجین را از طلاق، خیانت، اختلافات زیاد و مشکلات روحی برهاند.

در ادامه به انواع مسائلی می پردازیم که یک زوج پس از ازدواج با آن روبه رو است و نحوه برخورد با آن را برای شما توضیح می دهیم.
نقش خانواده همسر در کیفیت زندگی مشترک بسیار پررنگ است. پس از شروع زندگی مشترک، این عامل خود را هر چه بیشتر نشان می دهد.
در آموزش های پس از ازدواج، یک روانشناس یا مشاور خانواده به شما می آموزد چگونه حریم زندگی شخصی خود حفظ کنید؛ مستقل از خانواده ها عمل کرده و آرامش زندگی مشترک را تامین کنید.
مسائل جنسی و آموزش آن نیز یکی از مسائل حیاتی در زندگی مشترک است.
رابطه جنسی یک رکن مهم در زندگی است، که بر احساس زوجین تاثیر می گذارد. اگر زوجین نتوانند رابطه خوبی با هم داشته باشند یا با مشکلاتی برخورد کنند که از هم پنهان کنند، به زودی در این زمینه دچار مشکل خواهند شد.
آمارها نشان می دهد از مهمترین دلایل طلاق در ایران، مسائل جنسی است. فرهنگ ایران گفتگو در مورد آموزش جنسی را ممنوع می داند، در حالی که مشکلات جنسی پس از ازدواج چندین برابر می شود و بی اطلاعی در مورد آن ها و ناتوانی در حل آنها باعث می شود این مشکلات حل نشده و زوجین از هم جدا شوند.
مشکلاتی نظیر مانند بی میلی جنسی، ناتوانی جنسی، ناتوانی در رسیدن به ارگاسم، زود انزالی و دیر انزالی و خیانت جنسی از جمله مشکلاتی است که ممکن است پس از شروع زندگی مشترک زوجین را درگیر کند.
این مشکلات برای زنان چندین برابر است؛ چرا که زنان نمی توانند در مورد نیازها و تمایلات خود با همسرشان صحبت کنند.
تحقیقاتی در دانشگاه علوم پزشکی نشان داد 70 درصد زنانی که در آستانه جدایی بودند، اعلام کردند هیچ لذتی از رابطه جنسی نمی برند. زوجین باید در مورد مشکلات جنسی اطلاعات بیشتری بدست آورند و بدانند هنگام رویارویی با آنها چه واکنش هایی را باید نشان بدهند.
افرادی که از این مشکلات آگاهی ندارند، هنگام برخورد با مشکلات جنسی همسر خود را مسخره یا سرزنش می کنند که این باعث پایین آمدن اعتماد به نفس نفر مقابل شده و عملکرد او را بیش از پیش تضعیف می کند. در این حوزه سکس تراپی می تواند به شما کمک کند.

پس از ازدواج، هیجانات اولیه فروکش می کند. بین عشق رمانتیک و عشق واقعی، یک مرحله انتقال وجود دارد که برای تمامی زوج ها اتفاق می افتد. ممکن است حس کنید که دیگر همسر خود را دوست ندارید. در حالی که اگر در این مورد آموزش دیده باشید، به سادگی می فهمید که این یک مرحله انتقال است.
در این مرحله زوجین باید بتوانند صمیمیت را جایگزین هیجان کنند. بسیاری از زوجین هنگامی که هیجانات اولیه شان فروکش می کند، نمی توانند مانند گذشته به هم عشق بورزند. اگر زوجین از این مراحل آگاهی داشته باشند، به راحتی می توانند آن را مدیریت کنند.
از مهمترین اقداماتی که زوجین می توانند در این مرحله انجام دهند، موارد زیر است:
از حیاتی ترین مهارت هایی که زوجین باید داشته باشند، مهارت ارتباط موثر است. این مهارت باید پرورش داده شود تا زوجین بتواند از پس چالش های زندگی مشترک خود بر بیایند.
پایین بودن مهارت ارتباط موثر، باعث می شود در هنگام رویارویی با مشکلات، با پرخاش با هم حرف بزنند یا از صحبت کردن اجتناب کنند و با شیوه های غلط ارتباط از جمله نیش و کنایه حرف های هم را به گوش هم برسانند.
یک روانشناس به شما می آموزد چگونه به صورت سالم گفتگوی خود را پیش ببرید و در مورد تعارضات خود به خوبی صحبت کنید تا به راحتی، بدون ایجاد تنش، آنها را حل و فصل کنید.
زن و شوهر همان دختر و پسر دیروز هستند که با ورود به زندگی مشترک می توانند در جایگاه پدر و مادر قرار بگیرند؛ در حالی که برای پدر و مادر شدن هیچ آموزشی ندیده اند.
بخشی از آموزش های پس از ازدواج شامل آمادگی برای داشتن فرزند، روش های تربیتی درست و هماهنگ برای بزرگ کردن او است.

شما می توانید از چند طریق این آموزش ها را دریافت کنید که در ادامه به توضیح آنها می پردازیم.
متخصصانی که می توانند آموزش های پس از ازدواج را به شما بدهند، روانشناس، روانکاو، روانپزشک و مشاوره خانواده هستند. شما می توانید به صورت حضوری یا تلفنی از مشاوره این متخصصان استفاده کنید.
روانشناسان اصل رازداری را در کارشان رعایت می کنند. شما می توانید بدون نگرانی از افشای گفته هایتان به اشخاص دیگر، در مورد مشکلات و احساسات خود با یک مشاور صحبت کنید و راهکارهای لازم و آموزش های لازم را از او دریافت کنید.
شما می توانید به صورت دو نفره یا انفرادی در جلسات روان درمانی شرکت کنید و مشاور بر اساس موضوع مراجعه، راهکارهایی به شما و همسرتان بدهد.
خوشبختانه امروزه متخصصان زیادی در رابطه با آموزش های پس از ازدواج کلاس هایی تشکیل می دهند و آن چه را که باید در مورد مهارت های مربوط به آن بدانند را در قالب فیلم هایی در اختیار شرکت کنندگان قرار می دهند.
شما می توانید با جستجو در وب یا اینستاگرام به راحتی این دره های آموزشی را بشناسید و در آنها شرکت کنید. قبل از شرکت در این کلاس ها، در مورد مدرس آن تحقیق کنید و تخصص و سواد او را بسنجید؛ سپس با اطمینان در این کلاس ها شرکت کنید.
می توانید از کسانی که در این کلاس ها شرکت کرده اند نیز در مورد کیفیت آموزش سوال بپرسید.
اینترنت در دسترس ترین راه برای دادن اطلاعات در زمینه های مختلف است. خوشبختانه در عصر حاضر اکثریت افراد به اینترنت دسترسی دارند.
شما به راحتی می توانید کتاب های الکترونیکی روانشناسی را بخوانید یا از سایت های روانشناسان خبره کسب اطلاع کنید. حتی می توانید در مورد موضوع مهارت های پس از ازدواج، مقالات روز روانشناسی را بخوانید و به صحبت های روانشناسان در مورد این موضوع که به صورت پادکست یا ویدئو هستند، گوش دهید.
شما می توانید در مورد آموزش های بعد از ازدواج کتاب های خوبی که مورد تایید روانشناسان است، مطالعه کنید. می توانید در مراجعاتی که به روانشناس دارید، نام این کتاب ها را بپرسید.
چندتا از معروفترین کتاب ها در مورد آموزش های پس از ازدواج، عبارتند از:

اگر از آن دسته از افرادی هستید که فکر می کنید برای شروع زندگی یا باید عشق را انتخاب کرد یا فقط منطق را، سخت در اشتباهید! چرا که بر خلاف تصور عامه مردم، عشق و منطق در تقابل با هم قرار ندارند؛ بلکه می توانند با هم همراه و هماهنگ باشند.
قبل از این که ازدواج بدون عشق را توضیح دهیم؛ اول باید تعریف درستی از عشق را ارائه دهیم. لذا از شما دعوت می کنیم در ادامه مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید.
برای بهبود روابط زوجین، حل اختلافات خانوادگی و مدیریت چالشهای زندگی مشترک، مرکز مشاوره هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره خانواده حضوری میتواند به زوجها کمک کند تا با شناخت بهتر مشکلات و یادگیری مهارتهای ارتباطی، برای ساختن رابطهای سالمتر و پایدارتر قدم بردارند.
مثلث استرنبرگ، عشق واقعی را با وجود سه عنصر صمیمیت، شهوت و تعهد می داند؛ در نتیجه روابط آتشین بدون صمیمیت و تعهد عشق، محسوب نمی شوند، یا رابطه ای طولانی که زوجین بدون رابطه جنسی با هم زندگی می کنند نیز رابطه عاشقانه گفته نمی شود.
هرکدام از این فاکتورها به تنهایی یک رابطه رضایت بخش را برای شما به همراه ندارد. رابطه ای عاشقانه است که در آن ضمن صمیمیت با همسرتان و این که مانند دو دوست با هم رفتار می کنید، نسبت به او احساس همدلی دارید؛ به همدیگر گرایش جنسی داشته و به رابطه با او متعهدید.
زندگی بدون عشق پر از چالش است و زیبایی های یک زندگی عاشقانه را ندارد. در ادامه به بررسی این چالش ها و مشکلات می پردازیم.
زوج های جوانی که عاشق هم بوده اند، در اوایل ازدواج رفتارهای عاشقانه ای از خود نشان می دهند که ممکن است برای خیلی ها قابل درک نباشد؛ در حالی که لازمه وجود یک رابطه عاشقانه، حفظ رفتارهای عاشقانه است و بروز آن از سوی زوجین کاملا طبیعی است.
زوج های عاشق پس از سالیان از این دوران به عنوان دورانی لذت بخش به خوبی یاد می کنند؛ اما ازدواجی که در آن عشقی وجود ندارد، این شور و هیجانات را نخواهد داشت.
در ازدواج بدون عشق گذشت و فداکاری وجود ندارد؛ از این رو از همان ابتدا زوجین بر سر کوچکترین مسائل با هم جروبحث خواهند داشت. ازدواج بدون عشق زندگی مشترک را به میدان جنگ تبدیل می کند.
البته در برخی موارد نیز اتفاقی عجیب تر می افتد؛ محیط خانه آن قدر سرد و بی روح است که زن و شوهر حتی از دعوا کردن نیز اجتناب می کنند. آنها حتی نمی توانند به خوبی با هم ارتباط برقرار کنند.
وقتی نسبت به هم عشقی ندارید، سعی می کنید از هم دوری کنید، این ارتباط را به حداقل برسانید؛ شما دوست ندارید سر یک سفره غذا بخورید، بنابراین زمان های متفاوتی را برای غذا خوردن در نظر می گیرد.
حتی در مواردی مرد دیروقت به خانه می آید تا همسرش خواب باشد؛ در نهایت این باعث می شود بیشتر یک همخانه باشید تا همسر!
ازدواج با کسی که نسبت به او حسی ندارید، امید به آینده را در شما از بین می برد و در درازمدت شما را دچار بی معنایی خواهد کرد. وقتی زندگی ایده آلی که می توانستید داشته باشید را با زندگی فعلی خود مقایسه می کنید، متوجه این بی معنایی می شوید.

مردم به چه دلیل به ازدواج بدون عشق روی می آورند؟ در ادامه به توضیح برخی از این دلایل اشاره می کنیم
برخی از افراد معتقدند زن خوب یا مرد خوب سخت پیدا می شود؛ بنابراین با اولین فردی که بر سر راهشان قرار می گیرد، ازدواج می کنند.
آنها می گویند عشق مهم نیست؛ بلکه فردی که بتواند از ما تا آخر عمر مراقبت کند مهم است. این طرز فکر کاملا نادرست است و مخصوص کشورهای فقیر آسیایی است.
دلیل ازدواج برخی از افراد، ترس از تنهایی است. این ترس به نحوی بر فرد فشار می آورد که او ترجیح می دهد فقط یک همراه داشته باشد، بدون آن که برایش مهم باشد که او را دوست دارد یا نه؛ تنها قابل اعتماد و راستگو بودن او کافی است.
برخی نیز تنها به دلیل به دنیا آوردن فرزند، ازدواج می کنند. آنها فرزند را عصای دوران پیری می دانند و به خاطر آن، ازدواج بدون عشق را نیز می پذیرند.
برخی از افراد درگیر یک زندگی بدون عشق می شوند؛ چرا که به خاطر برخی قوانین یا سنت های غلط مجبور به ازدواج هستند یا حس می کنند در سن ازدواج آنها در حال سپری شدن است.
برای برخی از این افراد خانواده تعیین می کند با چه کسی ازدواج کنند؛ نه عشق و علاقه!

دلایل بسیاری وجود دارد که افرادی که بدون عشق ازدواج کرده اند، تمایلی به جدا شدن از هم ندارند. در ادامه به برخی از این دلایل می پردازیم.
وقتی در مورد زندگی بدون عشق از برخی از زوجین سوال می شود، آنها با انکار واقعیت به زندگی خود ادامه می دهند؛ در حالی که با گذر زمان، عواقب بدی متوجه این ازدواج خواهد بود.
بسیاری از زوجین به خاطر این که فرزندان آنها دچار آسیب های روحی پس از طلاق نشده و یا با نامادری یا ناپدری بزرگ نشوند، از تصمیم به طلاق اجتناب می کنند. آنها ترجیح می دهند به هر قیمتی این زندگی را حفظ کرده و از فرزندان خود دور نشوند.
بسیاری از زوجین با اینکه اعتقاد دارند بدون عشق نمی توان زندگی کرد، اما در عمل آن کار را می کنند. دلیل این کار این است که آنها نمی خواهند با واقعیت تلخ طلاق کنار بیایند. آنها می گویند طلاق از نظر جامعه پذیرفته شده نیست و اگر طلاق بگیریم، نمی توانیم به راحتی در جمع خانواده خود پذیرفته شویم.

ازدواج بدون عشق در خوشبینانه ترین حالت زندگی است، که زوجین با طلاق عاطفی با هم در زیر یک سقف زندگی می کنند. این درحالی است که این زندگی به لحاظ عاطفی کمترین کیفیت را دارد و زوجین فقط با هم مدارا می کنند.
در حالت های بعدی این زوج می توانند زندگی پر از تنش و با ناسازگاری زیادی داشته باشند، که افراد با عزت نفس پایین به جای طلاق، خیانت را انتخاب می کنند.
در درجه اول به این نکته توجه داشته باشید که زندگی و ازدواج بدون عشق کاملا اشتباه است و شما نباید حتی به آن فکر کنید؛ اما اگر بنا به هر دلیلی در این ازدواج هستید، به توصیه هایی که در ادامه بیان می کنیم، توجه نمایید.
اگر از ابتدا عاشق همسرتان نبوده اید، حتما دلیلی برای این ازدواج داشته اید. چیزهایی که می خواستید هنوز هم وجود دارد؛ می توانید بر روی آنها متمرکز شوید.
در این ازدواج ها یکی از طرفین سعی می کند تا جانب اخلاق را نگهدارد و به زندگی پایبند باشد؛ اما این فرد بیشترین آسیب را می بیند؛ چرا که بیشتر مسئول بر دوش او می افتد.
الویت قرار دادن خود، بهترین گزینه ای است که می توانید در چنین شرایطی انجام دهید.

شاید بسیار شنیده باشید که می گویند فرزند کمتر زندگی بهتر! این عبارت زمانی در میان مردم بسیار رواج داشت، که به دلیل تعداد زیاد فرزندان، خانواده ها توانایی رفع نیازهای تک تک آنها را نداشتند.
همچنین در زمان های قدیم تعداد مرگ و میر مادران و نوزادان بسیار زیاد بود. بسیاری از فرزندان ناخواسته به دنیا می آمدند و یا بیماری های ژنتیکی زیادی در میان نوزادان مشاهده می شد؛ اما امروزه با مبحثی به نام تنظیم خانواده تا حد بسیار زیادی از مرگ و میر نوزادان و مادران کاسته شده است.
همچنین خانواده ها با توجه به شرایط مالی و توانایی های روحی و جسمی خود، تعداد فرزندانشان را مشخص می کنند. بدین ترتیب فشارهای کمتری به خانواده تحمیل می شود و آنها می توانند زمان و انرژی بیشتری بر روی تربیت فرزندان خود بگذارند، و اینگونه جامعه نیز که متشکل از همین خانواده هاست، در تامین نیازهای افراد فشار کمتری را تحمل خواهد کرد.
ما در این مقاله سعی داریم تا شما را بیشتر از قبل با مبحث تنظیم خانواده و مزایای آن آشنا کنیم. بنابراین اگر علاقه دارید تا با این بحث آشنا شوید، این مقاله را حتما بخوانید.
همان طور که می دانید، افزایش تعداد فرزندان یک خانواده تاثیر منفی بر سلامت آن خانواده می گذارد. همچنین این امر باعث افزایش بی رویه جمعیت شده و از رشد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه جلوگیری می کند.
از طرفی این رشد جمعیت با امکانات جامعه هیچ تناسبی ندارد و برنامه ریزی های مرتبط با توسعه و رشد کشور را مختل می کند. به همین دلیل موضوعی به نام تنظیم خانواده بسیار جدی می شود.
مفهوم و هدف اصلی تنظیم خانواده، پیش گیری از بارداری های ناخواسته در راستای تامین سلامت خانواده ها و جمعیت است. یا در عبارتی دیگر، تنظیم خانواده باید یکی از سیاست های برنامه ریزی جمعیتی هر کشور باشد و هر خانواده باید با توجه به نیازهای اجتماعی و امکانات جامعه به صورت ارادی اقدام به فرزند آوری کند.
یا در تعریفی دیگر، تنظیم خانواده مجموعه ای از اقدامات است که به زن و شوهر کمک می کند تا صاحب فرزندان ناخواسته نشوند و توانایی تنظیم فاصله بین فرزندان خود را داشته باشند.
برای بهبود روابط زوجین، حل اختلافات خانوادگی و مدیریت چالشهای زندگی مشترک، مرکز مشاوره هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره خانواده حضوری میتواند به زوجها کمک کند تا با شناخت بهتر مشکلات و یادگیری مهارتهای ارتباطی، برای ساختن رابطهای سالمتر و پایدارتر قدم بردارند.

کنترل بارداری و زایمان از زمان های قدیم در بین مردم وجود داشته است. در واقع از چهار هزار سال قبل از میلاد در مصر و 1600 سال قبل از میلاد در هندوستان روش هایی برای پیش گیری از بارداری وجود داشت.
آن زمان ها با جوشانده ریشه های گیاه، قرص باروت و جیوه، عسل حاوی زنبورهای مرده، شستشوی دستگاه تناسلی با آبلیمو و سرکه، از بارداری پیش گیری می کرده اند!
تنظیم خانواده وظیفه دارد تا در راستای سلامتی خانواده و اجتماع در قالب پیشگیری از بارداری های ناخواسته، به مفاهیم زیر بپردازد:

یکی از اهداف تنظیم خانواده بهبود سلامت مادر و کودک است که مهم ترین هدف این موضوع است.
از دیگر اهداف آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
از مهم ترین توصیه های تنظیم خانواده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

تنظیم خانواده مزایای بسیار زیادی دارد که از مهم ترین مزایای تنظیم خانواده می توان به موارد زیر اشاره کرد:
در مشاوره تنظیم خانواده که توسط پزشک متخصص زنان انجام می شود. پزشک با توجه به وضعیت زوجین یکی از روش های پیشگیری از بارداری را به آن ها پیشنهاد می کند.
روش های مختلفی به منظور پیش گیری از بارداری وجود دارد. استفاده از هر کدام از این روش ها بستگی به سبک زندگی، مشکلات سلامتی و سایر شرایط زوجین دارد.
اما در حالت کلی روش های پیش گیری از بارداری به صورت زیر می باشد:
در این روش ها برای پیش گیری از بارداری از قرص یا آمپول استفاده می شود.
جراحی های توبکتومی و وازکتومی برای پیش گیری از بارداری به کار می روند.
در این روش از ابزارهایی مانند کاندوم، دیافراگم، اسفنج، کلاهک، IUD برای پیش گیری از بارداری استفاده می شود.
روش هایی مانند ریتم و منقطع در این دسته از روش های پیش گیری از بارداری قرار دارند.

این روش ها می تواند تا چند سال یا به صورت دائمی از حاملگی جلوگیری کند، که در ادامه آنها را بیان خواهیم کرد.
توبکتومی روشی دائمی است که در آن از طریق جراحی لوله های فالوپ (تخمدان) در زنان بسته می شود.
یک روش جراحی در مردان است که لوله های وازدفران که مسئول انتقال اسپرم از بیضه به پروستات است، بسته می شود. این روش نیز دائمی است.
در این روش ایمپلنت ها در روی بازوی زنان کاشت می شود و باعث جلوگیری از بارداری می شود. این روش 3 الی 5 سال از بارداری جلوگیری می کند.
ابزاری لنگر مانند از جنس مس یا پلاستیک است که در رحم قرار گرفته و از بارداری پیشگیری می کند.
در این روش ها با استفاده از ابزارهایی از حاملگی پیشگیری می شود:
از ارزانترین و در دسترس ترین ابزارهای پیشگیری از بارداری است که از انتقال بسیاری از بیمارهای پوستی منتقله از راه جنسی نیز جلوگیری می کند. این کاندم ها از جنس لاتکس است که اگر با روان کننده های بر پایه روغن استفاده شود، آسیب دیده و سوراخ می شود. بنابراین این نکته را در نظر داشته باشید که لوبریکانت های چرب را همراه کاندوم استفاده نشود.
این نوع کاندم نیز در زنان استفاده می شود، اما درصد شکست آن نسبت به کاندوم مردانه زیاد است. باید در نظر داشت که همزمان از کاندوم زنانه و مردانه در رابطه استفاده نشود!
ابزاری فنجان مانند است که در دهانه رحم قرار گرفته و از ورود اسپرم به رحم جلوگیری می کند.
یا قرص صبح روز بعد پس از مقاربت استفاده می شود. اگر یک رابطه حفاظت نشده داشته اید با قرص اورژانسی می توانید از حاملگی جلوگیری کنید. میزان مصرف آن باید 2 الی 3 بار در سال باشد.
قرص ضد بارداری ال دی، از دسته قرص های هورمونی است که یکی از دلایل تجویز آن پیشگیری از بارداری های ناخواسته است.
این دارو برای افرادی است که پس از مقاربت، می خواهند احتمال بارداری خود را کم کنند. این قرص 21 عدد در یک ورق است که باید از روز پنجم قاعدگی مصرف آن شروع شود.
مصرف این دارو مزایای زیر را دارد:
از عوارض آن می توان به حالت تهوع و لکه بینی اشاره کرد!